مرتضى راوندى

772

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گشت . شهر ليون ، در فرانسه ، مركز ابريشم بود و هيچكس برترى اين شهر را در اين صنعت انكار نمىكرد ، تا روزى كه الغاء فرمان « نانت » تهيه‌كنندگان پارچه‌هاى ابريشمى را ، كه غالب ايشان مذهب پرتستان داشتند ، وادار كرد كه كشور فرانسه را ترك كنند و كارگاههاى خويش را به خارجه و مخصوصا به ممالك سوئيس و انگلستان منتقل سازند . در فرانسه ، كارخانهء وان روبه « 1 » كه در سال 1685 هزار و پانصد كارگر داشت ، در سال 1720 ، تعداد كارگران خود را به 1800 رسانيد ؛ بدون اينكه هزاران كارگر و پيشه‌ورى را كه در منازل خود به اين كار اشتغال داشتند به حساب آوريم . در انگلستان ، اهميت اين صنعت از فرانسه نيز بيشتر بود و كار تهيهء پارچه‌هاى پشمى با حيات مملكت بستگى داشت . با اين حال ، روش عمل ، قرون وسطايى بود ؛ يعنى نخ‌ريسى به كمك دوك يا چرخهاى ساده انجام مىگرفت . وقتى نخ را بدست مىآوردند ، پارچه‌بافى ، بمدد دستگاه نساجى دوران ماقبل تاريخ انجام مىگرفت . تنها اصلاحى كه از عهد حجر صيقلى در اين دستگاه انجام گرفت ، استعمال ماكو بود كه اختراع آن در حدود سال 1490 بوسيلهء لئوناردو داوينچى انجام گرفت . معمولا نخ پود را بر ماسوره‌اى مىپيچيدند و اين ماسوره را در داخل ماكويى جامىدادند . وقتى كه نخهاى تار از هم جدا مىشدند ، نساج ماكو را در داخل شيارى كه به اين طريق ايجاد مىشد مىراند و از طرف ديگر ، آن را مىگرفت ؛ و آنگاه نخهاى تار باز هم از يكديگر جدا مىشدند و بار ديگر نساج ماكو را به داخل شيار جديد وارد مىكرد ، و اين كار متواليا تكرار مىشد . بايد پذيرفت كه كارگران در اين كار ، تردستى و مهارت خارق العاده‌اى مىيافتند ؛ زيرا هر كارگر با چرخ نساجى بدوى خود ، در هر سال ، هفت توپ پارچه مىبافت و حال آنكه كارخانه‌هاى وان روبه ، در همين مدت ، 1200 توپ پارچه تهيه مىكردند كه مسلما نوع آن ممتازتر بوده است . براى آنكه كار سرعت بيشترى پيدا كند ، جان‌كى « 2 » ( 1764 - 1704 ) به حركت ماكو سرعت بيشتر بخشيد . به همين مناسبت ، ماكوى او را « ماكوى پرنده » مىخواندند . در نتيجهء اين اختراع ، كارگاههاى نساجى با سرعت بيشتر ، محصول فراوانترى را به بازار عرضه كردند و در عمل ، نخ كمياب شد و لازم آمد ، بهر وسيله كه ممكن است ، ماشين را جانشين دوك و چرخ نخ‌ريسى كنند . » « 3 » جان ويات انگليسى و عدهء زيادى از مخترعين در اين راه تلاش كردند تا ، سرانجام ، مردى چون كاروايت « 4 » موفق شد وسيله‌اى بسازد كه با آن پارچه‌هاى رنگارنگ بافته مىشد . « 5 » غير از صنعت پارچه‌بافى ، صنعت چاپ و صنعت توپ‌ريزى و اسلحه‌سازى در اين ايام ( قرن هجدهم ) سخت مورد توجه بود ؛ و بيشتر هنرمندان و صنعتگران در اين زمينه‌ها مشغول كار بودند . براى تهيهء آهن ، ناچار بودند كه سنگ معدن را با مقدار عظيمى چوب در كوره‌هاى

--> ( 1 ) . Van Rubais ( 2 ) . John Kay ( 3 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين . ص 244 - 441 ( به اختصار ) . ( 4 ) . Cartwright ( 5 ) . ر ك : همان . ص 244 و 248 .