مرتضى راوندى

754

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ادارى به نفع سرمايه‌دارى دگرگون گرديد . سرمايه‌دارى براى تثبيت موقعيت خود ، قدمهايى در راه ترقى و پيشرفت ملل برداشت ؛ به تقويت مليتها و احياء زبان و ادبيات محلى همت گماشت . دولتهاى جديد و متمركز اين دوران در پناه قدرت سلاطين ، با بقاياى فئوداليسم بمبارزه پرداختند ، و فرمانروايى پول را با لغو قانون منع وام با بهره ، استحكام بخشيدند . در اين دوره ، سلاطين و فرمانروايان زير نفوذ سرمايه‌داران بودند ؛ چنان كه شارل‌كن در پرتو حمايت صرافان اتريشى ، تاج شاهى بر سر نهاد . در حالىكه سرمايه‌دارى قدم‌بقدم پيشروى مىكرد ، فئوداليسم سنگرهاى خود را در دهات از دست مىداد . احتياج به پول ، مالك فئودال را مجبور مىكند كه املاك خود را به بورژواهاى ثروتمند بفروشد و از حقوق و امتيازات ديرين صرفنظر كند . از قرن شانزدهم ببعد ، اروپا گامهايى بسوى اقتصاد تنظيم شده برمىدارد . به نظر آندره پيتر : اقتصاد عصر رنسانس و قرن هفدهم شايد بتوان گفت كه اقتصادى است در آن واحد ، هم ملى و هم هنرى . » « 1 » فيليسين شاله ، ضمن توصيف عصر رنسانس ، مىنويسد : « در اين دوره ، زمين مانند سابق ، مركز عالم نيست بلكه ، سيارهء كوچكى است كه پيمودن دور آن با كمك قطبنما امكان‌پذير است . ارتباط بين ملل بيشتر شده است و بر اثر كشف قارهء جديد ، اطلاعات بشر توسعه يافته است . فرهنگ عمومى ، روزبروز ، دامنه‌دارتر مىشود . دانشمندان به آموختن زبان يونانى و زبانهاى شرقى همت مىگمارند . آثار تمدنهاى قديم مورد مطالعه قرار مىگيرد . حس انتقاد و تشخيص آثار و نوشته‌هاى خوب از بد ، در مردم تقويت مىشود و در نتيجهء توسعهء اين فكر و تفسير صحيح آيات كتاب مقدس ، مقدارى از رسوم متداولهء كليساى كاتوليك به دور انداخته مىشود . اكتشاف سرزمينهاى جديد ، كمك بزرگى به توسعهء بازرگانى دريايى كرد . اسپانيوليها ، پرتغاليها و پس از آنها هلنديها ، انگليسيها و فرانسويها ، پنبه و ابريشم و ادويه و قند را كه جزو مواد حياتى روزانه است و مواد ديگر را از نقاط دوردست ، به منظور معامله ، حمل مىكردند . بوميهاى مستعمرات از حقوق مالكيت و تمول خانوادگى خود محروم و به بيگارى و اعمال شاقه گماشته مىشدند . دانشمند اقتصاد آلمانى ، به نام و . سومبار « 2 » ( متولد 1863 ) مىنويسد : « دارايى ما به بهاى معدوم شدن نژادهاى بشرى تأمين شده و نهال سرسبز زندگى ما ، با خون ملتهاى ديگر آبيارى شده و فقط بخاطر ماست كه سرزمينهاى وسيع از جمعيت خالى گشته است . » در نتيجهء غارت و تصرف گنجهاى بوميان و استخراج معادن مكزيك و پرو ، سيل طلا و نقره بسوى اروپا سرازير شد . در نتيجه ، مقدار اسكناس در جريان ، به طرز شگفت‌آورى ، افزايش يافت ؛ قيمتها بالا رفت و زندگى براى طبقهء فقير ، غيرقابل تحمل شد . بسيارى از كشاورزان ، صنعتگران و شهرنشينان در مقابل پول كمى ، تنها منزل خود را ، به رهن مىگذاشتند و چون سر موعد قادر به پرداخت وام خود نبودند ، املاك روستايى و منازل شهرى ، كم‌كم ،

--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 38 - 37 . ( 2 ) . [ Werner ] Sombart ؛ تلفظ صحيح آلمانى : زومبارت .