مرتضى راوندى

747

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قدمى بجلو بردارند مفتيان مسلمان‌نما با هرگونه تحول و تغييرى مخالف بودند و به همين علت ، تركان عثمانى تا قرن هيجدهم ، با قوانين جامد و منحط قرون وسطايى ، به حيات خود ادامه مىدادند و به علت عدم تحرك و انعطاف‌ناپذيرى ، از جوامع غرب عقب ماندند . عثمانيها با آنكه منطقه وسيعى را از راه جنگ به حيطهء قدرت خود افزوده بودند ، كليهء نامسلمانان را يونانى واجنبى تلقى مىكردند و به آنان امكان همكارى و شركت در خدمات اجتماعى نمىدادند . همين عامل يعنى تعصب و جمود زمامداران و مداخلهء روحانيان در امور سياسى ، به شكست دولت عثمانى كمك كرد . انحطاط و عقب‌نشينى سياسى و نظامى عثمانى از سال 1566 آغاز گرديد . لشكريان گاه‌وبيگاه سر به شورش برمىداشتند و سلاطين و شهرياران خود را خلع مىكردند . ايرانيان از آشفتگى اوضاع استفاده كردند و بار ديگر بغداد را پس گرفتند . در سال 1622 سفير انگليس به دولت خود نوشت : « امپراتورى ، مانند موجودات پير ، بر اثر چندين گرفتارى ، بيمار شده است . تمامى قلمرو سلطان بر اثر فقدان عدالت و ظلم‌وجور ، عارى از سكنه شده است . اين وضع چنان شدت يافته است كه در بهترين نقاط امپراتورى يعنى يونان و آناتولى ممكن است روزها سوارى برود و يك دهكده پيدا نكند كه اسب خود را در آن غذا دهد . درآمد چنان تقليل يافته است كه وسيله‌اى براى پرداخت مواجب سربازان و باز نگاهداشتن ديوان نيست . » به علت همين نابسامانيها ، حتى در قرن نوزدهم نيز عثمانى را مرد بيمار اروپا ، مىخواندند . تلاشهاى سلطان مراد چهارم ( 1640 - 1623 ميلادى ) و وزيران خاندان « كوپرولو » و سياست خشن و وحشيانهء آنان ، چندى « مرد بيمار اروپا » را از مرگ قطعى رهايى بخشيد . نخستين وزير كوپرولو ، ظرف 5 سال ، 36 هزار نفر را اعدام كرد ؛ بطريق يونانى را به اين گناه كه در نامهء خصوصى خود پيش‌بينى كرده بود كه مسيحيت اسلام را مغلوب خواهد ساخت ، به دار آويخت . آرتش ، نيروى دريايى را تقويت كرد و طغيانها را موقتا سركوب كرد . كوپرولوى دوم ، بعضى از مناطق از دست رفته را بار ديگر تصرف كرد . حتى در سال 1863 تركان بار ديگر به قلب اروپا رخنه و وين را محاصره كردند . ولى اين‌بار ، تركها كه دچار ضعف سياسى ، اقتصادى و اجتماعى بودند به سختى شكست خوردند و اروپا كه در راه رشد اقتصادى و اجتماعى بود ، دست به حمله متقابل شديدى بر ضد تركان زد و تركها را به زانو درآورد . در سال 1699 ، عثمانيها رسما به فتوحات اتريشيها ، لهستانيها ، و ونيزيها و روسها گردن نهادند . از اين پس ، دول اروپاى غربى از تركها بيمى نداشتند . « 1 » از نيمه دوم قرن نوزدهم ببعد تركها موقعيت نظامى خود را از كف دادند و مانند ايرانيان زير نفوذ سياسى ، اقتصادى و نظامى غرب قرار گرفتند . در همان دورانى كه تركان عثمانى ، بدون توجه به وضع ملل تابع ، در فكر كشورگشايى ، نامجويى و غارتگرى بودند ، در غرب ، بيشتر به مسائل اقتصادى و اجتماعى و سعادت و بهروزى مردم توجه مىكردند ؛ در راه بهبود وسايل فنى و افزايش محصولات و فراورده‌هاى صنعتى سعى و تلاش مىكردند . هريك از كشورهاى صنعتى ميكوشيد از واردات بكاهد و بر ميزان صادرات خود بيفزايد و

--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ تمدن غرب و مبانى آن در شرق ، پيشين ج 1 ، ص 348 - 341 .