مرتضى راوندى

730

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سياست اقتصادى او چون مبناى علمى نداشت بىنتيجه ماند . تضاد طبقاتى بين يهوديان در ميان ملل باستانى ، مطالعه در حيات اقتصادى قوم بنى اسرائيل نيز جالب است . بين اين قوم ، مالكيت زمين ميان همه مشترك بود ولى گلهء حيوانات ، ملك خصوصى افراد يا خانواده‌ها بشمار مىرفت . « گوسفند ثروت اصلى بدويان است ؛ زيرا ، آنها را بوسيلهء كره و لبنيات خود غذا مىدهد ؛ با پشم و كرك ، لباس آنان را تأمين مىكند ؛ حتى چادرى كه در آن مسكن مىكنند ، از مو و پشم بز و گوسفند بافته مىشود . در انجيل ، وقتى از ثروت شخصى صحبت مىشود فقط به عدهء گوسفندان او اشاره مىرود . با اينكه بين اين قوم عده‌اى گوسفند فراوان داشتند ، اين امر مانع نمىشد كه بين افراد ، برابرى و تساوى برقرار باشد . » لود « 1 » اظهار مىدارد كه بين اين چادرنشينان ، فقيرترين افراد با غنىترين آنان برابر است . همه يك نوع غذا مىخورند ، همه زندگى ساده‌اى دارند ، همه همان لباس خشن را مىپوشند و چادر و اثاثشان كاملا نظير يكديگر است . ثروت يك فرد براى او نفوذى ايجاد نمىكند ؛ فقط آنكه متمولتر است مىتواند از عدهء زيادترى مهمان ، پذيرايى كند . در ميان آنان ، ثروت نقطهء اتكاء شخصيت نيست ؛ زيرا بسى ممكن است كه تمام گوسفندان دولتمندى مانند ايوب ، بوسيلهء قبيلهء دشمن بغارت رود ، و شخصى كه در هفت آسمان يك ستاره ندارد ، با چپاول گلهء دشمن ، صاحب مال و مكنت شود . پس از آنكه موسى ، خداى واحد ، يعنى « يهوه » را معبود و حامى تمام قوم بنى اسرائيل قرار داد ، يهوه اندك اندك ، اختيارات خدايان محلى را به خود اختصاص داد و زمينى را كه ملك طلق خود مىشمرد ، ميان ملت موسى تقسيم كرد و گفت : « هركس آنچه را نصيب و قسمت برايش تعيين كرده مالك مىشود [ تورات ، سفر اعداد ] . به نظر لود ، بمناسبت آرامش و امنيت قابل ملاحظه‌اى كه در سراسر كشور حكمفرما بود ، كشاورزان زرنگتر و قابلتر توانستند كم‌كم ثروتى بيندوزند و قلمرو خود را وسعت بخشند . پس از آنكه رژيم سلطنت برقرار شد يكنوع اشراف منشى ميان نظاميان و اطرافيان شاه پيدا شد ؛ و اين عده بسبب نزديكى به مقام سلطنت و دريافت حقوق و انعام و همچنين چپاول و غارت در جنگها ، ثروت و مكنتى بهم زدند . مناصب و مأموريتهاى دولتى براى مأمورين پادشاه ممرعايدى و درآمد خوبى بود ؛ زيرا رسم مشرق‌زمينيان اين است كه هيچ مرئوسى با دست خالى و بدون پرداخت رشوه نمىتواند از رئيس خود انتظار مرحمتى داشته باشد . « 2 » بخصوص از عهد سليمان ( قرن دهم قبل از ميلاد ) ، زندگى آن وضع بدوى و ساده خود را از دست داد . بزرگان براى خود قصرهاى زمستانى و كاخهاى ييلاقى ترتيب دادند ، روى مخده‌ها لميدند و با آهنگ دف و چنگ مطربان ، همه روزه به تناول غذاهاى گوشتى و شراب مشغول شدند . زنهاى خود را با انواع لباس و زينتهاى مجلل و گرانبها مىآراستند . . . براى آنكه اغنيا بتوانند محل اين مخارج گزاف را تأمين كنند ، روزبروز ، بر فشار خود به فقرا مىافزودند . چون مأمورين و قضات از ميان گروه متمولين انتخاب مىشدند ، با داشتن قدرت ، تا

--> ( 1 ) . Lods ( 2 ) . ر ك : تاريخ مالكيت ، پيشين . ص 36 ببعد .