مرتضى راوندى
726
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مركب از ملاكان و فلاحان باشند ، و ، از اين جمع ، آزادگان صاحب زندگى و زن و فرزند بوده بفراغت ، به كسب معرفت بپردازند و ، زيردست خود ، بندگانى داشته باشند كه حوائج زندگى را فراهم سازند . ارسطو بندگان را همسطح بهائم و بمنزلهء آلات و ادوات ، بشمار مىآورد . » « 1 » قطع نظر از انديشههاى ارتجاعى ارسطو در حق بردگان ، از لحاظ اقتصادى ، افكار ارسطو قابل توجه است . او اقتصاد پولى و ربح را در 24 قرن پيش محكوم مىكند و مىگويد : « هدف اقتصاد طبيعى اين است كه به انسان غذا بدهد و زندگى بمقتضاى طبيعت را براى او مقدور سازد . عكس اقتصاد طبيعى ، « اقتصاد پولى » است كه مقصودش انباشتن پول است . . . همين اقتصاد پولى آدمى را برده و اسير مىسازد ؛ مسخ و مشوش مىكند و به صورت چيزى كه ديگر آدمى نيست ، درمىآورد و او را مطيع امر و منقاد ماده مىگرداند . ارسطو نخستين كسى است كه ارزش استعمال ( ذهنى ) و ارزش مبادله ( تجارى ) را تشخيص مىدهد : چيزى كه بعنوان فردى و شخصى به من هديه شود ، در نظر من ، ارزش بسيار دارد ( ذهنى ) ولى ، در بازار دادوستد ، بيش از شىء مشابه ارزش ندارد . بقول ارسطو ، بازرگان هيچ توليد نمىكند ؛ بنابراين ، فعاليت او صرفا « سوداگرانه » است ، و سودى كه مىبرد نامشروع و بر خلاف حق و عدالت . اين نظر همان عقيده و مشرب « بيحاصلى مبادله » است كه در سدههاى ميانه نيز ادامه مىيابد تا به فيزيوكراتها و ماركس مىرسد . از جانب ديگر ، محكوميت وام با بهره است كه مخالف طبيعت تلقى شده است . پول ، به خودى خود ، فرزندانى نمىزايد . اين عبارت عين اصطلاح خود ارسطو است . . . به اين ترتيب ، ارسطو كمونيسم اموال و اشخاص را مردود مىشمارد و خانواده و تا حدودى مالكيت فردى را احياء مىكند . به نظر ارسطو ، دولت بايد حدود عدالت را رعايت كند و مالكيت را محدود سازد . كوتاه سخن : آيين اقتصادى او نيز بكردار مذهب اقتصادى افلاطون ، مشربى است اقتصادى مبتنى بر بنياد و اصول اخلاقى و دولتخواهانه . » « 2 » در ميان مكاتب فلسفى يونان قديم ، رواقيون با ديدى وسيع و انسانى ، به افراد بشر مىنگريستند . پيروان اين مكتب مىكوشيدند تا دوايى براى دردهاى اجتماعى پيدا كنند . زنون ( در حدود 310 پيش از ميلاد از يك جمهوريت جهانى ، برپايهء برابرى و مساوات ، سخن مىگويد . به نظر عدهاى از افراد اين مكتب ، رژيم بردگى بايد از بين برود . نبايد بين غلام و آزاد اختلافى وجود داشته باشد . بايد كارى كرد كه كليهء اقوام و ملل عالم ، از هر طبقه و نژاد ، از حقوق و مزاياى اجتماعى ، بطور يكسان برخوردار شوند . به اين ترتيب ، رواقيون بجاى دموكراسى براى طبقات ممتاز ، حمايت خود را دموكراسى و آزادى عموم افراد بشر اعلام كردند . مبارزات طبقاتى در روم مانند يونان ، جريان داشت . « بطوريكه پلژيرو ، از روى يكى از خطابههاى سيسرون نقل مىكند . املاك روم فقط ميان دو هزار مالك عمده تقسيم شده بود ؛ در صورتى كه در آتن كه نسبت به روم جمعيتش خيلى كمتر است ، در آن زمان پانزده هزار مالك عمده وجود داشت .
--> ( 1 ) . محمد على فروغى ، سير حكمت در اروپا . ص 49 . ( 2 ) . تاريخ اقتصادى ( بررسى در ؟ ؟ نهادهاى . . . ) ، پيشين . ص 8 - 7 ( به اختصار ) .