مرتضى راوندى
715
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در بين مردم ، تأثير فراوان نموده و در حقيقت از نوشتههايى است كه در ايجاد فكر صنعتى شدن ايران دخالت داشته است . سيد جمال الدين در رسالهء لباس التقوى مطالبى را كه بيان كرده است كاملا بسبك اهل منبر است . مطالب او پيوستگى منطقى ندارد ولى آنچه را كه براى بيان مقصود خويش لازم مىداند ، اظهار مىكند . سيد معتقد است كه اجتماع بايد دانا باشد و برپايه و اساس آيهء شريفهء « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » « 1 » اجتماعى را كامكار مىداند كه به جنبهء علم و دانايى آراسته باشد ؛ و صراحتا اظهار مىدارد كه « در اين گونه سريان و جريان كه در فيض بيدارى و بينايى و موهبت هشيارى و دانايى از مردم وطن و افراد ملت ما مشاهده مىشود ، چه بشارتهاست بر اينكه عاقبت سعيد است و پايان شب سياه ، سفيد . » « 2 » لذا ملت از نتيجهء علم و دانايى ، به فلاح و رستگارى ، راهنمايى مىشود . جاى ترديد نيست كه بايد راهنمايانى مردم را به طرف سعادت سوق دهند و راه پيشرفت و ترقى اقتصادى را به آنها بنمايانند . و او معتقد است كه در خميرهء مردم همزمان خود اين خصيصه وجود دارد ؛ و مىگويد : « مىتوانيم از هماكنون ، خبر دهيم و با كمال اطمينان قلب ، ادعا كنيم كه يك روزى خواهد آمد كه نهال شرافت مال كه امروزه تازهتازه و جستهجسته مقبلان و خيرخواهان وطن مىنشانند ، قد بيفرازد و ريشه محكم نمايد و شاخ و برگ به هم زند و به همهجا سايه بيفكند و رفتهرفته درختى برومند و تنومند و همايون گردد تا بعد از ما فرزندان ما در سايهء آن درخت ، رخت برند و از شاخهء آن برخورند . و اگر چنانچه در اين دوره ابناى وطن عزيز ما به خيال ترقى و پيشرفت كار و بازار خويش افتادهاند يك عمر دوام كند ؛ ايران به حال اول خود برگردد ، از دول متمدنهء متمولهء عالم محسوب شود . » « 3 » و از آنجايى كه به نظر او ، تمام ملت متحد مىباشند و همهء مردم اجزاء يك خانه ، يك انجمن ، يك حوزه مىباشند لذا بدون ترديد ، چنانچه افراد يك ملت « بواسطهء بيكارى و بىصنعتى ، همه پريشان روزگار و آشفته بازار و از شدت احتياج قدرت تدارك ما يحتاج نداشته باشند » « 4 » وضع چنين ملتى بسيار ناگوار است ، و شيرازهء امور آنها از هم گسيخته مىباشد و اين بيكارى و بىصنعتى براى آن جامعه بسيار خطرناك است ؛ و چنين ملتى بايد انتظار هرگونه بلا و ناراحتى را داشته باشد . « براى رفع احتياجات مردم و رهانيدن آنها از چنگال فقر و نادانى و ايجاد يك زندگانى مرفه ، عواملى بايد ايجاد نمود كه مردم را از چنگال فقر و تهيدستى نجات خواهد داد و از آن بالاتر ، ننگ احتياج به خارج و خارجى را ، احساس نخواهد كرد ؛ و آنچه بلا بر سر انسان مىآيد از احتياج است و آنچه راحت مىبيند از استغناست . » « 5 » اينك ببينيم منظور اساسى از تقويت بنيهء اقتصاد ملى چيست ؟ اين تقويت چنانچه بنحو صحيح انجام پذيرد و در نتيجهء آن مردم از ننگ احتياج نجات يابند ، دولت نيز مقتدر مىشود ، و
--> ( 1 ) . لباس التقوى ، ص 37 ؛ قرآن . سورهء الزمر ( 39 ) آيهء 12 . ( 2 ) . لباس التقوى ، پيشين . ص 13 . ( 3 ) . همان . ص 14 . ( 4 ) . همان . ص 35 . ( 5 ) . همان . ص 39 .