مرتضى راوندى

682

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

افكار اقتصادى دوانى آقاى دكتر محسن صبا ، با مطالعهء كتاب لوامع الاشراق فى مكارم - الاخلاق « 1 » و مقايسهء آن با انديشه‌هاى اقتصادى خواجه نصير الدين - طوسى ، چنين مىنويسد : « تقريبا دويست و پنجاه سال بعد از تحرير اخلاق ناصرى خواجه نصير الدين طوسى ، جلال الدين محمد اسعد دوانى ( متوفى به سال 908 هجرى قمرى / 1502 ميلادى ) كتابى به نام لوامع الاشراق فى مكارم الاخلاق پرداخته كه به اسم اخلاق جلالى در ادبيات فارسى از آن ياد مىشود . اين كتاب به خواهش سلطان خليل - سلطان ، پسر اوزون حسن آق‌قوينلو ، در نيمهء دوم قرن نهم برشتهء تحرير درآمده . نام لوامع از آن نظر به كتاب داده شده كه فصول مختلف آن بعنوان لامع نوشته شد . هر لامع داراى چند لمعه است ؛ مانند : « لامع اول در تهذيب اخلاق و درو ده لمعه است » و غيره . مانند كتاب اخلاق ناصرى ، اخلاق جلالى نيز به سه قسمت تقسيم شده است : « در تهذيب اخلاق » ، « تدبير منزل » و « تدبير مدن » . و نظر دوانى ، مانند خواجه طوسى ، به سه كتاب تدابير المنازل ابن سينا ، مدينهء فاضلهء فارابى و مخصوصا تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق ابن مسكويه بوده است . دوانى اميد داشته است كتاب او موردنظر همگان قرار گيرد . وى بصراحت ، اين انتظار خود را در مقدمه چنين بيان مىكند : « اميد آنكه . . . كتابى شود كه هم طالبان حقايق علميه را و هم سالكان مناهج حكمت عمليه را از آن حظى وافى و نصيبى كافى باشد . » « 2 » در كليهء « لوامع » كتاب دوانى ، قدم بقدم ، افكار خواجه نصير الدين طوسى را پيروى كرده و اگر فكر تازه‌اى بر آن افزوده در همان زمينهء افكار خواجه مىباشد . حتى در بعضى موارد ، چنان كه خواهيم ديد ، گفته‌هاى اخلاق ناصرى تكرار شده است و مطالب به حدى بهم نزديك است كه چنانچه كسى قسمتى از لوامع را جداگانه بخواند و نداند كه از اخلاق جلالى است ، تصور مىكند اخلاق ناصرى را مىخواند ؛ گو اينكه سبك تحرير دوانى قدرى متكلف و پيچيده است . چون در زمان دوانى مسائل مربوط به معيشت ، مربوط به حكمت عملى مىشده است ، و علم اخلاق سرفصل حكمت عملى است ، لذا كليهء مسائل مالى و اقتصادى به صورت دستورات اخلاقى مطرح مىشود ؛ چنان كه دربارهء طرز معيشت دوانى چنين اظهارنظر مىكند : « هفتم ، قناعت ، و آن استخفاف نفس است به مآكل و مشارب و ملابس و غيرها و اكتفا به قدر ضرورت از جهت استهانت ( حقير شمردن ) به آن نه از جهت حرص جمع مال كه آن تقتير ( خست در نفقهء عيال ) است و شرعا و عقلا مذموم . » « 3 » پس در طرز زندگى ، دوانى قناعت را توصيه مىكند ، و از خوردن و نوشيدن بسيار و پوشيدن لباسهاى فاخر و غير آن اشخاص را برحذر مىدارد . ضمنا از صرفه‌جويى بيش از حد

--> ( 1 ) . اين كتاب هشت بار در هندوستان بچاپ رسيده . نسخه‌اى كه مورد مطالعه قرار گرفته چاپ سال 1283 هجرى قمرى لكهنو است . ( 2 ) . اخلاق جلالى ، پيشين . ص 17 . ( 3 ) . همان . ص 65 .