مرتضى راوندى
653
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خوشبختانه ، در سالهاى اخير ، آثار و افكار اين نابغهء بزرگ شرق مورد پژوهش و تحقيق بسيارى از دانشمندان از جمله هانرى لائوست ، دانشمند و محقق نامدار فرانسوى ( استاد كلژدوفرانس ) قرار گرفته و مخصوصا انديشههاى اقتصادى اين مرد ، در زمينهء انواع معاملات ، غبن ، ربا ، احتكار ، پول بد و انواع كسب ، با توجه به اوضاع اقتصادى و سياسى زمان و تأثير تعاليم اسلام بر انديشههاى او ، مورد مطالعه و تحليل علمى واقع و در كتاب غزالى و سياست ، با بيانى ساده و روشن ، منعكس گرديده است . به عقيدهء غزالى ، چهارگونه شغل و فن براى زندگى دنيوى آدمى ضرورى است : « اول فلاحت و كشاورزى و فنون وابسته به آن ، كه اسباب تغذيهء آدمى را فراهم مىآورد ؛ دوم نساجى است و شعبات آنكه پوشاك انسان را تهيه مىكند ؛ سوم هنر معمارى است كه مسكن آدمى را تأمين مىنمايد . در رأس اين سه رشته ، سياست قرار گرفته است . سياست است كه وسايل حيات انسان را در جامعه در دسترس او قرار مىدهد ؛ زيرا تنها در نوع زندگى گروهى است كه آدميان مىتوانند با يكديگر كمك و معاونت كنند و بدينوسيله وسايل معيشتشان را تأمين نمايند و بهبود بخشند - علمى كه زيست مسالمتآميز و سودآور را ، چه از لحاظ مادى و چه از نظر معنوى ، به آدمى مىآموزد سياست است . سياست در رأس حوايج انسانى و نيز در صدر كتاب عظيم غزالى قرار گرفته است . سياست از آنجهت ضرورى است كه بدون آن ، يعنى بدون نظم و سازمان ، جامعه در بىنظمى و هرجومرج فرومىرود ( احياء . يكم ، ص 12 ) . « 1 » انسان ، حيوان سياسى : « سياست از آنجهت براى انسان ضرورى است كه انسان حيوانى است سياسى كه براى زندگى در جامعهء منظم و مرتب خلق شده است . نظم و ترتيب جامعه بايد به سبك ، نظم و ترتيبى باشد كه در عالم ، و نيز در وجود خود انسان ، حكمفرماست . دلايلى كه غزالى براى اثبات اين امر به كار مىبرد ، همان دلايلى هستند كه فيلسوفان و باطنيان ، يعنى حريفان فكرى او اقامه كردهاند . اهم آنها بدينقرار است : انسان وقتى مىتواند حوايج اوليهء خود را از قبيل تغذيه ، پوشاك ، و مسكن ارضا كند كه در جامعهاى زندگى كند كه در آن هنرها و حرفههاى گوناگون قدرت وجود پيدا كردهاند . براى تغذيه ، هنر فلاحت لازم است ؛ براى پوشاك ، بايد دوزندگى دانست ؛ و براى مسكن و بناى ساختمان ، به وجود بنا و معمار احتياج است . بعلاوه ، انسان در چهارچوب حيات اجتماعى سازمان داده شده مىتواند به شكوفايى كامل برسد . و يا در گوشهء خلوت مىتواند در جستوجوى خدا ، به غور و تعمق فرورود . در ميان آشوب و بينظمى چنين امرى ميسر نيست . » « 2 » با اين بيان ، غزالى از ارتباط نزديك اقتصاد با سياست سخن مىگويد و نشان مىدهد كه پيشرفت و شكفتگى اقتصادى فقط در پناه امنيت سياسى و قضايى امكانپذير است . غزالى كار و كسب را نوعى عبادت مىداند ، و كار و كسب مثبت و سازنده را بر ورد و دعا ترجيح مىدهد و با صراحت مىگويد : « پيشهور مجبور است براى تأمين معاش خود و خانوادهاش ، كسب و كار كند وى حق ندارد كه به عوض تأمين معاش خانواده ، وقت خود
--> ( 1 ) . هانرى لائوست ، سياست و غزالى ، ترجمهء مهدى مظفرى ، ج 2 ، ص 293 . ( 2 ) . همان . ص 324 .