مرتضى راوندى
634
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مزديسنا دينى است موافق زندگى . » « 1 » در اوستا مكرر ، به فقراتى برمىخوريم كه ثروت و خانوادهء بزرگ و خانهء آباد و فرزندان فراوان و اسب و گردونه و گله و رمه و مزارع حاصلخيز ، حتى غذاهاى گوناگون تشويق و تأييد شده است . آنچه مورخين قديم يونان ، مانند هردوت ، گزنفون ، كتزياس و كورتيوس و غيره راجع به زندگى مجلل ايرانيها ( مقصود طبقات ممتاز است ) نوشتهاند ، به خوبى از يشتها هم پيداست ؛ چه در اين عصر ، در مدارك تاريخى ، مكرر ، از قصرهاى صد ستونى و شيرهاى معطر و چرخهاى درخشان گردونهء خروشنده و اسبهاى شيهه زننده و تيغ و تبر و گرز و جوشن و لباسهاى فاخر و زربفت و دستبند گوهرنشان سخن رفته است . طبيعى است در مذهبى كه خوشى آينده را مشروط به بدبختى امروز نمىداند ، بايد از تمام لذايذ زندگى استقبال نمود . « 2 » « آيين مزديسنا ، براى كار و كارگر ، احترام فراوان قائل است . در زامياديشت ، كرد 2 تا كرد 15 ، همواره كارگر را برتر از ساير آفريدگان مىشمارد ، و بر عناصر و افراد بيعلاقه به كار ، به چشم نفرت مىنگرد . زمين به كسى كه با دست چپ و راست در روى آن كشت و كار نكند ، مىگويد : « تو اى كسى كه با دست چپ و راست و با دست راست و چپ ، در روى من كار نكردى ، تو بايد در آتيه پشت به ديگران . . . و روزى خود را از آنان گدايى كنى ؛ آرى خوراك پسمانده و ريزههايى كه از دهان ديگران افتاده نصيب تو خواهد بود . اهورامزدا مىگويد : كسى كه گندم مىكارد به اين مىماند كه راستى مىافشاند و دين مزديسنا را از پيش مىبرد . « 3 » در اين آيين ، تنها با بزهكاران و زيانكاران و راهزنان و دروغگويان مبارزه نشده بلكه مردم به مبارزهء عملى با جانوران موذى نظير موش ، وزغ ، مار ، كژدم ، مگس و مورچه نيز تشويق شدهاند . اين دستور نيز چنان كه مىبينيم ، ريشهء مادى و اقتصادى دارد ؛ چه اين جانوران بر خلاف اغنام و احشام ، به حال زندگى مادى انسان زيان بخشند ؛ به همين جهت مورد نفرت قرار گرفتهاند : « چه بدحال است زمينى كه زمان درازى بدون بذر و بذرافشان متروك و در انتظار كشاورز ماهرى مانده است ؛ مانند دوشيزهء زيبايى كه زمانى طولانى بىفرزند مانده و اشتياق شوهر خوبى را دارد . » « 4 » در جايى ديگر نوشته شده است : « اى آفرينندهء جهان مادى ، اى يگانه پاك ، چهارمين كس كه زمين را بكمال نشاط آورد ، كيست ؟ اهورامزدا جواب مىدهد : آنكس كه بيشترين مقدار گندم كشت نمايد ، بيشترين سبزيها بكارد و بيشترين درختها غرس نمايد ؛ كسى كه زمين خشك را آب دهد و زمين پررطوبت ( باتلاق ) را خشك و قابل كشت نمايد . « 5 » » دامدارى و تربيت حيوانات اهلى غير از كشاورزى ، تربيت حيوانات اهلى و استفاده از آنها از ديرباز در ايران مورد توجه بود . به گفتهء هردوت و پوليپ ، در سرزمين ماد ، اسبهاى پرخون ، ظريف و خوشاندام و پرجستوخيز تربيت مىشدند ، و قرنها ايران ، يگانه مركز نشوونماى اسبان و سواركاران بوده است .
--> ( 1 ) . يشتها : ( ادبيات مزديسنا ) . ج 1 ، ص 32 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 33 - 32 . ( 3 ) . همان . ج 2 ، ص 306 . ( 4 ) . ونديداد . فرگرد 3 ، قسمت 3 ، فقرهء 24 . ( 5 ) . همان . فرگرد 3 ، فقرهء 23 .