مرتضى راوندى
601
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
واحد ، تا حدود چهارصد حيوان سوارى يا باركش موجود بود . پيغامهاى فورى بوسيلهء سواران بادپا انتقال مىيافت . اروپا مىبايست زحمات بسيار بكشد تا عقبماندگى خود را نسبت به آسيا جبران سازد و بر خلاف آنچه كه ممكن است به تصور بسيارى از اشخاص درآيد ، راه دريايى براى امر تجارت ، بمراتب ، مطمئنتر و كمخرجتر از راه زمينى بوده است . با وجود اينكه دزدان دريايى فراوان بودند ، باز هم مال التجاره و راههاى دريايى كمتر در خطر هجوم راهزنان قرار مىگرفت . قوهء محرك كشتيها ، يعنى باد ، قيمتى نداشت و به مفت حاصل مىشد و مال التجارهاى كه ممكن بود حمل كرد بمراتب بيش از آن بود كه مىتوانستند بر دوش كاروانى از استران قرار دهند . قسمت اعظم جنگجويان صليبى از راه دريا عازم شدند و نيز حملونقل دريايى بود كه ثروت بيكرانى نصيب شهرهاى ژن « 1 » و ونيز كرد . در حدود سال هزار ميلادى ، وايكينگها ( ساكنين بومى شبه جزيرهء اسكانديناوى ) در حالى كه بر كشتيهاى سريع السير خود سوار بودند ، ناگهان در يكى از نقاط اروپا ظاهر مىشدند و با سرعت بيمانندى ، هجوم مىآوردند و حتى تا قلب فرانسه را غارت مىكردند و ناپديد مىشدند ؛ و چون در فن دريانوردى بيهمتا بودند ، بىآنكه صدمهاى ببينند باز - مىگشتند . نيروى دريايى جنگى ، بخصوص ، از كشتيهايى تشكيل مىشد كه با كمك پارو حركت مىكردند و بنابراين ، اهميت چندانى به وزش باد نمىدادند . به عكس ، ناوگان تجارتى كه مىبايست فضاى وسيعى را به حمل مال التجاره اختصاص دهد ، از بادبان استفاده مىكرد . طول اين كشتيها هيچوقت از 36 متر تجاوز نمىكرد و بر آنها بادبانهايى كار گذاشته شده بود كه به بادبان لاتن معروف بودند و شكل مثلث داشتند . كمكم ، طى قرن چهاردهم ميلادى جرأت كردند و دكل دومى بر كشتى افزودند و در حدود سال 1500 ، دكل سومى نيز نصب نمودند و در همين اوقات بود كه روشهاى بحر پيمايى اقوام نورمان را از نزديك مورد مطالعه قرار دادند . طبق قانون كشتيرانى ، براى هردو نفر ، فضايى معادل يك متر و هشتاد و دو سانتيمتر در 65 سانتيمتر در نظر گرفته مىشد و هنگام شب ، براى استراحت ، مىبايست در خلاف جهت يكديگر بخوابند ؛ بطوريكه سر يكى محاذى پاى ديگرى قرار گيرد . هنگام روز ، مجبور بودند بار و بسته و پتوهاى خود را به ديوارههاى كشتى بياويزند كه مانع عبور و مرور نگردد . فقط مقدار كمى گوشت بىچربى با خود حمل مىكردند و ميزان غذا بسيار كم بود ، و ماهى نمكسود و حبوبات و سبزيهاى خشك اساس آن را تشكيل مىداد . حشرات بيشمار همه جا مىلوليدند ، و رفع بديهيترين و لازمترين احتياجات ، مسألهء بزرگ و غمانگيزى بود . وقتى كه هوا بد بود و مجبور مىشدند كه تمام منفذها را مسدود كنند ، هواى داخل كشتى متعفن و خفهكننده مىگرديد . » « 2 »
--> ( 1 ) . Genes ( 2 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين . ص 152 - 149 ( به اختصار ) .