مرتضى راوندى

588

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مناسبتر است و بزرگان و اعيان وقتى سنشان بالا مىرود ، قاطر را بر اسب ترجيح مىدهند . « 1 » كاررى در سفرنامهء خود ، مىنويسد كه در سال 1694 ، پس از تحمل رنج فراوان ، از راه عثمانى به ايران رسيديم . « در سرحد ايران ، تشريفات گمركى و باز كردن و تفتيش باروبنهء مسافران مرسوم است ، ولى هر مسافرى درخور شأن خود ، هديه‌اى به مأموران مىدهد . » « 2 » وى ضمن توصيف يكى از دهات ، مىنويسد : « وسيلهء نقليهء اهالى دهكده غالبا گاوهاى پالاندارى است كه براى حمل‌ونقل بارها ، بخصوص حمل نمك سفيد » « 3 » به كار مىرود . وى ، مانند تاورنيه ، مىنويسد : « خطر راههاى ايران بمراتب ، كمتر از عثمانى بود . » « 4 » ولى كاررى از طمع‌ورزى راهدارها شكايت مىكند و مىنويسد : « اينان مىخواستند از من و پردومينيك براى كاتوليك بودنمان ، پول بيشترى بگيرند . ولى من در مقابل اين بيحسابى و زورگويى ، مجبور شدم كه تپانچهء خود را از كمر بيرون كشم و تهديدشان كنم . آخر ، دست از گريبان من برداشتند و به ريش پردومينيك چسبيدند ، تا اينكه تپانچهء ديگرم را به او دادم ، و مخصوصا توصيه كردم در صورت ضرورت ، شليك كند . در مقابل اين مقاومت ، مجبور شدند به همان مقررى نفرى يك عباسى ، قناعت كنند . » « 5 » كاررى ، مكرر ، از بيرحمى و زورگويى محافظان راهها شكايت مىكند و مىنويسد : براى عزيمت از نخجوان به اصفهان ، « دو رأس اسب خوب ، رأسى ده عباسى براى يك ماه : يكى براى خود و ديگرى براى نوكرم ، كرايه كردم . پس از طى 29 ميل راه در عرض نه ساعت متوالى ، روز چهارشنبه ، به جلفا رسيديم . در اين قسمت ، مسافران مجبور بودند با قايقى از رود بگذرند . كرايهء عبور از رود ارس براى هر مسافر با اسب نيم عباسى است كه توسط راهدار - هاى نخجوان اخذ و در مقابل آن قبضى داده مىشود كه در ساحل مقابل بايد ارائه نمود ، و الا كرايهء عبور را دوباره مطالبه مىكنند . در اين محل ، ويرانه‌هايى از پل قديمى مشهود است كه گويا در يكى از جنگها بوسيلهء يكى از سلاطين ايران ، ويران گرديده است . » « 6 » كاررى ضمن توصيف مسافرت خود ، بار ديگر ، از مظالم راهدارها شكايت مىكند و مىنويسد : « چهار ميل به مرند مانده ، ما باز هم به يك دسته راهدار بيرحمتر از دزد گردنه گرفتار شديم ( مخصوصا به فرنگيها خيلى كم‌اعتنايى ، بيحرمتى و حتى هتاكى مىكنند ) . بدون حساب ، هرچه ايشان بخواهند مىگيرند . هركدام نيز چماق درازى مثل نجبا بدست دارند . براى تفتيش و گمرك باروبنه ، هيچ قانون و حسابى در ميان نيست ، مثلا براى لوازم ضرورى يك مسافر با اسباب و مال التجارهء بسيار قيمتى ، كمترين فرقى در ميان نيست . عليهذا مبلغ 5 عباسى كه وجه گرانى است ، براى هر رأس اسب و مسافر دريافت مىشود . تازه اگر اين راهدارها بتوانند تمام دارايى مسافر بيچاره را از دستش بگيرند و لخت و برهنه راه بيندازند ،

--> ( 1 ) . ر ك : سفرنامهء تاورنيه ، پيشين . ص 113 - 112 . ( 2 ) و ( 3 ) . سفرنامهء جملى كاررى ، ترجمهء عباس عبد العلى كارنگ ، ص 4 . ( 4 ) . همان . ص 10 . نخجوانى . ( 5 ) . همان . ص 13 . ( 6 ) . همان . ص 19 ( به اختصار ) .