مرتضى راوندى

585

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پل لوكا « 1 » كه در سالهاى 1700 و 1701 در ايران بود ، از بدرفتارى آنها شكايت مىكند و مىگويد : « براى آنكه به شما هتاكى نشود ، بايد هميشه فحش و ناسزا بگوييد و اسلحه در دست داشته باشيد . جهانگرد مذكور مىنويسد ، شاه عده‌اى را در خدمت خود نگاه مىداشت كه به قلع و قمع دزدان بپردازند . اين اشخاص بعد از آنكه دزدان را بقتل مىرسانيدند ، سرهاى آنان را به حضور شاه مىبردند تا پاداش خود را دريافت دارند . همچنين براى بدست آوردن انعام ، مردگانى را كه بتازگى مدفون شده بودند از گور بيرون مىآوردند و سر آنان را بعنوان سر دزدان به دربار مىبردند . « 2 » نقاش هلندى ، كرنليوس دوبروين « 3 » ، هنگامى كه در اواخر 1703 ، به اصفهان رسيد ، فورا با اوضاع آشنا شد و دربارهء شاه نوشت : « پادشاه شيفته و فريفتهء زنان و پابند شهوت و هرزگى شده است ، و توجهى به امور مملكت ندارد . در نتيجهء رفتار ناپسند او ، عدل و داد از كشور رخت بربسته و هرج‌ومرج و شرارت و فساد رايج شده است . به همين علت ، در راههايى كه سابقا امن بود اكنون دزد و راهزن مىبينيم « 4 » . » اين گزارشها به خوبى نتايج شوم حكومت فردى را آشكار مىكند و نشان مىدهد كه در ايران سازمان و تشكيلات ثابتى براى تأمين آسايش عمومى وجود نداشت . با حكومت افراد لايق ، آسايش نسبى برقرار مىشد و با مرگ آنها آشفتگى آشكار مىگرديد فريزر « 5 » دربارهء راههاى مازندران ، چنين مىنويسد : « هيچ ناحيه‌اى نديده‌ام كه از نظر نظامى مثل اين ايالات غيرقابل عبور باشد . در اين نواحى ، راه ساخته شده بجز راهى كه سابقا شاه عباس ساخته است وجود ندارد ، و آن هم‌چنان از بين رفته است كه بايد راهنمايى براى پيدا كردن آن با خود برد . » « 6 » تاورنيه ، بتفصيل ، از خصوصيات راههاى ايران سخن مىگويد : در راهها ، دزدان غالبا بطور دسته‌جمعى ، هجوم مىكنند ؛ بنابراين بايد كاروانباشى يعنى رئيس كاروان كاملا مراقب باشد . انتخاب كاروانباشى با مسافرين است ؛ اگر اكثر مسافرين ترك باشند ، كاروانباشى از بين تركها ، و اگر اكثريت مسافرين كاروان را ارامنه يا ايرانيان تشكيل دهند ، رئيس قافله ارمنى يا ايرانى خواهد بود ( انتخابات آزاد و دموكراتيك ! ) . كاروان بر دو قسم است : يكى شترى است كه زيادتر معمول است به جهت آنكه ارزانتر است ؛ چه شتر كمخرج و باركش است و بعضى از شترها بار سه اسب ، بعضى بار چهار پنج اسب را مىبرند . در ميان كاروان شترى ، اسب و قاطر هم هست ، زيرا سوارى شتر ناراحت است بر خلاف يرتمه . يك قسم ديگر كاروان ، فقط اسبى است . اگر بخواهد اسب بگيرد ، در ميان كاروان اسب و يابوى كرايه هم يافت مىشود . در مشرق زمين ، منازل بين راه را بايد يكنفس پيمود ؛ خواه با كاروان ، خواه زبده سوار يا تنها ؛ اما منازل بين راه مختلف است : يك

--> ( 1 ) . P . Lucas ( 2 ) . تاريخ صفويه ، پيشين . ص 49 به بعد . ( 3 ) . C . de Bruyn ( 4 ) . تاريخ صفويه ، پيشين . ص 54 . ( 5 ) . Fraser ( 6 ) . تاريخ صفويه ، پيشين . ص 284 .