مرتضى راوندى

580

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اين و آن ، سينه‌خيز بسراغ ما مىآمدند آسايش قافله را مختل مىكردند . اشياء زيادى - بسرقت رفت و به چادر ما نيز دستبرد زدند ، ولى وقتى نقاش متوجه امر شد ، با تپانچه به طرف يكى از آنها كه از زير چادر مىخواست مجددا داخل شود شليك كرد تا او و ديگر يارانش خيال هرگونه دستبرد تازه‌اى را از سر به در كنند . صبح روز هفتم ، پس از پرداخت باج محلى ، آمادهء حركت شديم . در طى راه ، از كوههاى خشك و بدون سبزه گذشتيم . » « 1 » پيترو در صفحات بعد ، از مشكلات مسافرت در ايران ، در فصل زمستان ، سخن مىگويد : « در مدت مسافرت ، لازم بود هميشه لباس و حتى چكمهء خود را كه آسترپوستى داشت به تن داشته باشيم ؛ و اتفاق افتاد كه حتى براى مدت هشت روز لباس را از تن بدر نياوردم . و علاوه بر آن ، دائما پتوى سنگينى كه اگر سرمايى چنين طاقتفرسا حكمروايى نمىكرد حمل آن بسيار مشكل به نظر مىرسيد ، بدور خود پيچيده بودم ؛ زيرا شدت سرما طورى نبود كه بگذارد انسان لذت لباس عوض كردن را بچشد . و از اين گذشته ، واقعا فرصت اين كار نبود ، چون مجبور بوديم صبحهاى زود از خواب برخيزيم تا بتوانيم بموقع خود را به جان پناهى برسانيم و ضمنا غذايى نيز تهيه كنيم . زيرا بعد از اينهمه راه‌پيمايى روزانه و خوردن غذايى مختصر و سرد بر روى اسب ، احتياج زيادى به صرف غذاى گرم داشتيم . » « 2 » پيترو با تمام مشكلاتى كه در جريان مسافرت خود تحمل كرده است ، مىنويسد : « بمحض رسيدن به ايران ، هركس متوجه برترى شايانى كه اين سرزمين از لحاظ خوبى و صفاى مردم و تمدن و فرهنگ و هرگونه كيفيات ديگر به تركها دارد ، مىشود و من بجرأت مىتوانم بگويم اين خطه به هيچ‌وجه ، كمتر از سرزمينهاى مسيحى نيست و يا اگر باشد ، فقط از لحاظ خانه‌سازى و غذاهاى لذيذ است . ديگر به چادرها احتياجى نبود ، زيرا در تمام طول راه ، كاروانسراهاى بزرگ و مناسبى كه از طرف پادشاهان يا شخصيتهاى ديگر ساخته شده و در اختيار مردم قرار گرفته ، وجود داشت كه براى بيتوته در آن وجهى پرداخت نمىشد . اتاقهاى اين كاروانسراها خالى بود ، و در بعضى از آنها اتاقى وجود نداشت و فقط براى حفاظت از بادوباران ، سقف بزرگى زده بودند ؛ و مردم توقع بيشترى ندارند . اما من كه انتظار وضع راحت‌تر و جاى تميزترى را داشتم و البته اين نظر در كاروانسرا كه دائم در معرض رفت‌وآمد است تأمين نمىشد ، تا سرحد امكان ، به خانه‌هاى خصوصى مىرفتم . . . با پرداخت مختصر وجهى ، انسان مىتوانست آسايش بيشترى داشته باشد . در كنگاور ، خانهء قشنگ و تميزى يافتيم و در آنجا موفق به خوردن اغذيهء لذيذ و ميوه‌هايى از قبيل انار و سيب و انگور تازه شديم . » « 3 » پيترو در پايان توصيف دوران اقامت خود در همدان ، مىنويسد : امروز شهرهاى ايران « همه‌جا آباد و پرجمعيت و براى مسافرت مطمئن است ، و از دستبردها و حملهء دزدان كه در تركيه انسان دائما گرفتار آن است ، خبرى نيست . برعكس اگر از فردى چيزى ربوده

--> ( 1 ) . همان . ص 5 - 4 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 18 . ( 3 ) . همان . ص 20 - 19 .