مرتضى راوندى
578
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پس از پايان حكومت تيموريان ، تنها در عهد شهرياران عاقل آققويونلو و قرهقويونلو ، امنيت نسبى در كشور برقرار بود . در دورهء صفويه ، مخصوصا در عصر شاه عباس كه تجار و بازرگانان خارجى به قصد سودجويى و كسب اطلاعات از خصوصيات زندگى اجتماعى و اقتصادى ايرانيان به ايران روى آوردند ، شاه كه شخصا به مسائل اقتصادى دلبستگى داشت ، حكمرانان را بر آن داشت كه در حفظ امنيت راهها كمال مراقبت را مرعى دارند و در صورتىكه كالاى بازرگانان را بسرقت مىبردند ، خود حكام غرامت بازرگانان را مىپرداختند . اين سياست اقتصادى ، كموبيش ، تا عهد شاه سليمان اجرا مىشد ، و اكثر سياحان و بازرگانان اروپايى از اين سياست شهرياران صفوى به نيكى ياد كردهاند ؛ ولى از عهد شاه سلطان حسين تا استقرار حكومت نادرى ، امنيت و آرامش از ايران رخت بر بست . در آيين شاه طهماسب صفوى در قانون سلطنت ، دربند پنجاه و سوم ، در مورد راهها مىنويسد : « و در امنيت طرق و شوارع . . . چه در شوارع و چه در معمورها ، از كيسه بر و شب دزد و رباينده اثر نگذاشته ، براندازند . » بند پنجاه و چهارم : و هرچه گم شود يا به تاراج رود يا دزدان برند ، پيدا سازند و الا خود از عهده برآيند . بند پنجاه و پنجم نيز چون ارزش اقتصادى دارد نقل مىكنيم : و اموال غايب و متوفى از هر دين و مذهب باشد « تحقيق نمايند ؛ اگر وارث داشته باشد به آنها گذارند ؛ و اگر وارث نباشد به امين معتمد سپارند . هرگاه صاحب حق پيدا شود ، به او وصول يابد . . . مبادا سير چشمى از ميان برخيزد ، » « 1 » شمشير بجاى حقوق راهدارى : « شاه عباس چون با همراهان خود در نزديكى شهر تبريز به كاروانسراى شبلى رسيد ، با گروهى از راهداران ترك ، كه در آنجا درهاى را نگهبانى مىكردند و از كاروانها حق راهدارى مىگرفتند ، نزديك شد . پس خود با چند تن از سران سپاه ، كه لباس عادى به تن داشتند ، بجانب ايشان رفت ، و چون ازو جواز عبور و پول راهدارى خواستند به ذو الفقار خان اشاره كرد كه پيش آيد و به مأمورين ترك حق العبور دهد . اما هنگامى كه راهداران ترك به كار گرفتن پول سرگرم بودند ، سرداران ايران شمشيرها كشيدند و جملگى را هلاك كردند . » « 2 » لورنس چاپمن ، عضو چهارمين هيأت كمپانى مسكوى كه در سال 947 هجرى در دورهء سلطنت شاه طهماسب اول ، به ايران آمده است ، راجع به وضع راهها و احوال مردم ، چنين مىنويسد : « من به گيلان هم رفتم . بايد مىديدم كه چه بندرى در آنجا براى كشتيهاى ما وجود دارد و بفهمم چه نوع كالاهايى و تا چه مقدار در آنجا خوب به فروش مىرسد . براى رسيدن به آنجا راه را آنچنان دشوار و براى مسافرت خطرناك ديدم كه قلم از شرح آن عاجز است . . . شهر لاهيجان را كه مهمترين محل همهء اين نواحى باشد ديدم . لنگرود و رودسر كه اخيرا شاه طهماسب اول تسخير كرده چنان ويران گرديده و مردم آنچنان غارت شدهاند كه كسى قدرت
--> ( 1 ) . ر ك : « آيين شاه طهماسب صفوى » ( رساله ) . با مقدمهاى از : محمد تقى دانشپژوه ؛ مجلهء بررسيهاى تاريخى سال هفتم . شمارهء 1 ، ص 136 . ( 2 ) . زندگانى شاه عباس اول ، پيشين . ج 5 ، ص 21 .