مرتضى راوندى
575
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گاهى مىشكند يا خم مىشود . بنابراين ، دو انتهاى الوارها را با كمال دقت با مته سوراخ مىكنند ، بعد ميخهاى چوبى محكمى در آن سوراخها فروبرده و سر ميخها را با طنابهاى محكمى بهم مىبندند . بدينصورت ، دماغهء كشتى با عقب كشتى به يكديگر متصل مىشود . براى محافظت ته كشتيها قير يا زفت به كار نمىبرند بلكه با يك نوع روغن ماهى ، روغنمالى كرده سپس با تفالهء شاهدانه يا كتان و يا كنف ، درزها را پر مىكنند . كشتيها فقط داراى يك دكل ، يك سكان و يك عرشه مىباشد . لنگرشان آهنى نيست ، در نتيجه ، در هواى طوفانى كشتيها به طرف ساحل رانده شده و با برخورد به سنگهاى ساحلى خرد مىشوند . » « 1 » كشتىهاى شراعى : كشتيهاى شراعى قديم ، بر خلاف كشتيهاى موتورى عصر حاضر ، فقط در صورتى قادر به حركت بودند كه باد موافقى كشتى را بسوى مقصود براند . اين باد موافق را قدما « شرطه » مىخواندند ؛ چنان كه حافظ گويد . كشتى شكستگانيم اى باد شرطه برخيز * باشد كه باز بينيم ديدار آشنا را . وضع راهها و احوال اقتصادى ايران بعد از حملهء مغول به نظر بار تولد « ويرانى كشور و انهدام فرهنگ و دانش مردمى كه معروض حملهء مغول واقع شدند بسيار جالب توجه است ، ولى ضايعات غيرقابل جبرانى كه از هر لحاظ بر كشور ايران وارد گرديد با ساير كشورها قابل مقايسه نيست . خوشبختانه ، شهرهاى تجارتى ايران با تحمل اينهمه ضايعه و تلفات مالى و جانى ، باز هم اعتبار اوليهء خود را از نظر تجارت و بازرگانى از دست نداد ، و تجار ايرانى با منابع اقتصادى ممالك چين و هندوستان و كشورهاى خاور نزديك ، از راه دريا و زمين ، روابط اقتصادى و تماس بازرگانى برقرار كردند . اين تماس اقتصادى در بعضى دورهها به اندازهاى وسيع بود كه نظير آن تاكنون ديده نشده است . از اين دوره ، مناسبات دوستانهاى بين مسلمين و ديگران بوجود آمد . » « 2 » ولى اين وضع دوام نيافت . در عصر مغول و تيموريان ، امنيت راهها گاه ، مختل مىگرديد و آن دسته از زمامداران و خانهاى مغول كه به اصول ايلى و سنن چادرنشينى پايبند بودند بر خلاف رجال و زمامداران ايرانى ، همواره با ايجاد تمركز و امنيت مخالفت مىكردند و مايل بودند با حفظ آشفتگى اوضاع به قتل و غارت مردم شهرنشين و دهنشين ادامه دهند . ولى چنان كه ضمن تاريخ سياسى عصر مغول يادآور شديم ، بسيارى از خانها و رهبران سياسى مغول كاملا متوجه بودند كه ادامهء آن سياست به محو كشاورزى و صنعت و سقوط فعاليتهاى اقتصادى منتهى خواهد شد . بههمين مناسبت ، با مردانى چون جوينى و خاندانش و خواجه رشيد الدين فضل اللّه و همفكران او ، در اعادهء امنيت و آرامش و تجديد قوانين و سنن قديم ، همصدا و همقدم بودند . راههاى ارتباطى در عهد قوبيلاى : ماركوپولو كه در نيمهء دوم قرن سيزدهم ، از بعضى از كشورهاى آسيايى ديدن كرده است ، مىنويسد : « از شهر خانباليغ ( پكن ) ، چند جادهء مهم جدا شده به سمت ايالات و ولايات مىرود . در طول اين جادهها ، بفاصلهء هر 25 يا 30 ميل ،
--> ( 1 ) . سفرنامهء ماركوپولو ، پيشين ص 46 . ( 2 ) . بارتولد ، الغ بيگ و زمان وى . ترجمهء حسين احمدىپور ، ص 11 .