مرتضى راوندى

566

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

است ؛ چه انسان را در سفر « احوالى پيش آيد كه ضعف و بدخويى و عاجزى خويش بشناسد ؛ و چون علت بازيابد ، به علاج مشغول تواند شد . و هركه سفر نكرده باشد ، در كارها مردانه نباشد . » وجه سوم سفر براى سير آفاق و انفس و ديدن عجايب برو بحر و اقاليم و حيوانات و نباتات و اسرار كشورهاست . دوم : سفر براى عبادت است ؛ چون حج و غزو و زيارت گور انبياء و اولياء و اوصيا . سوم : سفر براى فرار از اسبابى است كه به حال دين مضر است ؛ چون جاه و مال و ولايت و شغل دنيا . چهارم : سفر براى تجارت و طلب دنياست كه شرعا مباح است . ولى اگر مراد از سفر تفاخر و تجمل بسيار باشد ، اين سفر در راه شيطان است . پنجم : سفر تماشا و تفرج است : اين سفر مباح است . « 1 » به نظر غزالى ، قبل از آغاز سفر ، شخص بايد « مظالم بازدهد و وديعتها باز دهد ، و هركه را كه نفقه بر وى واجب بود نفقه دهد ، و زادى حلال بدست آرد و آنقدر برگيرد كه با همراهان رفق تواند كرد : كه طعام دادن و سخن خوش گفتن و با مكارى خلق نيكو كردن در سفر ، از جملهء مكارم اخلاق است . ديگر آنكه رفيقى شايسته به دست آرد ؛ و اگر سه تن باشند يكى را امير كنند كه به خلق ، نيكوتر بود . و سفر بيش كرده بود . ستور را بار سبك دارد و بر پشت ستور نايستد و در خواب نشود و چوب بر روى ستور نزند و بامداد و شبانگاه ، يك ساعت پياده برود تا پاى سبك كند و ستور سبكبار شود و دل مكارى شاد شود . عايشه مىگويد كه « رسول عليه السلام ، هرگه كه سفر كردى ، شانه و آيينه و مسواك و سرمه‌دان با خود بردى ؛ و در روايت ديگر ، ناخن‌برى و شيشهء [ شيشه‌اى ؟ ] نيز هست . و صوفيان حبل ( ريسمان ) و دلو را فزودند . و چون از سفر باز آمدى ، از پيش به خانه كس بفرستادى . و نهى كرد از آن‌كه ناگاه ، كس در خانه در شود . هديه و سوغات بردن بر اهل نيز سنتى مؤكد است . » « 2 » نتايج سيروسفر و سياحت غزالى در كيمياى سعادت ، مردم را به مسافرت و سير آفاق و انفس ترغيب مىكند و مىنويسد در سفر ، علم و دانش آدمى فزونى مىگيرد و هركس در طول مسافرت ، به خلق‌وخوى خويش و محاسن و معايب خود پى مىبرد و از اين راه ، مىتواند به رفع معايب و نقايص اخلاقى خود توفيق يابد . قرنها بعد ، ويل دورانت در تأييد نظر غزالى ، مىنويسد : « اگر پيشداوريهاى خود را به‌جاى بگذاريم ، مسافرت قسمت عمدهء تربيت را تشكيل خواهد داد . به سقراط گفتند كه مردى بر اثر مسافرت ، به هيچ‌وجه ، بهتر نشده است . وى در جواب ، گفت : من اين حرف را كاملا باور مىكنم ؛ زيرا او خود را با خود حمل كرده است .

--> ( 1 ) . ر ك : كيمياى سعادت ؛ پيشين . ص 361 - 358 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 365 - 362 .