مرتضى راوندى
547
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نمىگردد و ايشان اموال مردم را بر خود مباح مىدانند . » « 1 » سپس ، از پادشاه مىخواهد كه سراسر كشور را از لوث وجود اين گروه كه از ارذل ناس بشمارند پاك كند تا « . . . تجار و قوافل و آينده و رونده و ساير رعايا و طوايف كه وديعت حقاند ، در « امان و سلامت » « 2 » باشند . در جلد دوم اين كتاب ، مىخوانيم كه بدر الدين حسن ، از طرف پادشاه ، مأمور سركوبى دزدان و حراميان مىشود : چون جمعى از مفسدان و حراميان « . . . سر به دزدى و حراميگرى برآوردهاند و بر تجار و قوافل مىزنند و صامت و ناطق غارت مىكنند ، واجب آمد . به تدارك ايشان قيام نمودن . بدانسبب ، اين حكم نفاذ يافت و بدر الدين حسن راكى مردى دلاور و بهادر در كارزار و از دليران روزگار است با لشكريانى كى در اهتمام او مىباشند ، بر سر ايشان فرستاده شد تا جمعيت ايشان متفرق گرداند و به هرجا ، كه يكى از ايشان يا جمعى را دريابد ، به هر نوع كه تواند ، - اما بالاسر و القيد و اما بالقطع و القتل - دفع واجب شناسد و به هيچ حال ، بر جمعى كه دما و فروج مسلمانان را بر خود مباح و حلال دانند ابقاء نكند . . . امرا و صحرانشينان و لشكريان ممد و معاون او باشند . » « 3 » مراقبت دولتها از راههاى ارتباطى در دوران بعد از اسلام نيز حفظ امنيت راهها ، همواره مورد توجه امرا و سلاطين محلى بود . در نامهء تاريخى و مشروح طاهر بن حسين به فرزندش ، عبد اللّه ، از جمله چنين مىخوانيم : « . . . در امنيت راهها بكوشى و آسايش مردم را تأمين كنى . » « 4 » در كتاب مروج الذهب مسعودى ضمن تعاليم سياسى كه به زمامداران داده شده است ، در بند هفتم ، به مراقبت راهها ، بازارها و نرخها اشاره شده است . « 5 » در ميان امراى ايرانى ، سامانيان و آل بويه به امنيت كشور ، بيش از ديگران توجه مىكردهاند و در بين سلاطين آل بويه ، عضد الدوله بيش از ديگر شهرياران اين سلسله ، در راه امنيت راهها سعى و تلاش مىكرد . وى از راه جنگ ، گرفتن گروگان ، تهديد ، و يا مسموم كردن دزدان و ديگر تدابير ، تا جايى كه قدرت داشت ، امنيت و آرامش بيسابقهاى در حيطهء فرمانروايى خود پديد آورد . خطرناكترين دزدان آن دوران « قفص » ها بودند كه مسكن و مأواى آنان كوههاى كرمان بوده . اين دزدان سنگدل تنها به ربودن مال قناعت نمىكردند بلكه سر مسافرين را آنقدر با سنگ مىكوبيدند تا له شود . عضد الدوله با گرفتن عدهاى گروگان از اين طايفه ، از دزدى و تجاوز آنان جلوگيرى كرد . « 6 »
--> ( 1 ) . دستور الكاتب فى تعيين المراتب ، پيشين . جزء اول از جلد يكم ، ص 220 - 219 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 221 . ( 3 ) . دستور الكاتب فى تعيين المراتب ، پيشين . ج 2 ، ص 332 . ( 4 ) . مقدمهء ابن خلدون ، پيشين . ج 1 ، ص 592 . ( 5 ) . ر ك : ابو الحسن على بن حسين مسعودى ، مروج الذهب و معادن الجواهر ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ، ج 1 ص 243 . ( 6 ) . ر ك : احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ، پيشين . ص 488 .