مرتضى راوندى

522

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مرسوم است . « 1 » چنان كه گفتيم ، چراغهاى قديم معمولا از دو قسمت فتيله و روغندان تشكيل مىشد . در روغندان ، روغن كرچك مىريختند . بهترين چراغها قنديل بود كه از سقف مىآويختند . شمع انواع مختلف داشت ؛ از شمعهاى كوچك براى روشن كردن اتاقهاى معمولى و از شمعهاى بزرگ ، براى روشن كردن سالنها و طنبىها استفاده مىكردند . مشعل ، عبارت از فتيله‌اى بود كه در مخزن روغنى قرار مىدادند . با اينكه از مشعل دود فراوان متصاعد مىشد ، از لحاظ روشنايى ، قابل توجه بود . بطوريكه از سفرنامهء ناصرخسرو برمىآيد ، در مناطق بادخيز ، مشعل و يا شمع را در آبگينه يا شيشه قرار مىدادند تا خاموش نشود . بطوريكه از دايرة المعارف فارسى برمىآيد ، در عهد حجر قديم ، روغن را در سنگ و صدف و جز اينها مشتغل مىكردند . در مصر و شرق زمين ، از ايام بسيار قديم ، چراغهاى فتيله‌اى با روغندان سفالى معمول بود . در يونان در قرن ششم قبل از ميلاد ، مشعلهايى با روغندان فلزى يا سفالى نيز به كار مىرفت . بعضى از انواع ابتدايى چراغ ، از قرون وسطى تا قرن 19 ميلادى ، در اروپا به كار مىرفت ، و در قسمتهايى از مشرق زمين ، هنوز هم به كار مىرود . چراغها معمولا دود مىكرد ، زيرا قسمت مركزى فتيله‌هاى گرد ، از هواى كافى براى احتراق كامل استفاده نمىكرد . در اواخر قرن 18 ، فتيلهء مسطح تهيه شد كه از دود چراغ كاست . در همين اوان ، آرگان فتيلهء گرد ميان تهى را اختراع كرد و همو لولهء چراغ را در كار آورد . از اواسط قرن 19 ، چراغهاى نفت‌سوز معمول شد كه هنوز هم در جاهايى كه دسترسى به گاز و برق نباشد و نيز در بسيارى از چراغهاى اطمينان و جز آن به كار مىرود . » « 2 » ( چراغ اطمينان معمولا در معادن مورد استفاده قرار مىگيرد . ) در منابع تاريخى و ادبى ايران بعد از اسلام ، مكرر ، از چراغ و شمع و ديگر وسايل روشنايىبخش ، سخن بميان آمده است . در برهان قاطع ، در وصف چراغ ، چنين مىخوانيم : چراغ « فتيله‌اى باشد كه آن را با چربى و روغن و امثال آن روشن كرده باشند . در قديم ، چراغ عبارت از ظرفى بود داراى روغن و فتيله . اكنون عوض روغن نفت به كار مىبرند . » در چراغ ، پيه ، روغن كرچك يا روغن برزك يا نفت يا قطران مىريختند و فتيله را نيز از كتان يا لباسهاى كهنه ترتيب مىدادند : گر چراغى ز پيش ما برداشت * باز شمعى به جاى او بنهاد كهنه را در چراغ كرد سبك * پس در او كرد اندكى روغن تا همه مجلس از فروغ چراغ * گشت چون روى دلبران روشن - رودكى از چراغهايى كه بدينسان فراهم مىشد ، دودى نامطلوب برمىخاست . با اين حال ، عاشقان و طالبان علم از دود چراغ خوردن باكى نداشتند . سعدى در گلستان مىگويد : « دود چراغ

--> ( 1 ) . ر ك . دايرة المعارف فارسى ، مادهء « روشنسازى » . ( 2 ) . همان . مادهء « چراغ » .