مرتضى راوندى
518
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از دورهء قرون وسطى تاكنون ، اقليتى از مردم به قصد خودآرايى و تظاهر خالها و نقشهايى بر تن رسم مىكردند ، و براى حصول اين منظور ، « موضع موردنظر را با سوزن مىكوبيدند و كبودى را بدينوسيله به زير جلد نقل مىكردند . » پهلوانان و برخى از دختران و پسران به اين كار مبادرت مىكردند . مولوى به اين سنت ديرين اشاره مىكند . خال كوبيدن : يكى ديگر از كارهاى دلاكان ، خال كوبيدن بر دست و بازوى بعضى از نوجوانان يل و پهلوانان بود . اين كار ظاهرا قرنها در ايران سابقه داشته است . مولوى در دفتر اول مثنوى ، از « كبودى زن قزوينى » ياد مىكند ، و از آن نتيجهء اجتماعى و اخلاقى مىگيرد : اين حكايت بشنو از صاحب بيان * در طريق و عادت قزوينيان بر تن و دست و كتفها بىگزند * از سر سوزن كبوديها زنند سوى دلاكى بشد قزوينئى * كه كبودم زن بكن شيرينئى گفت : چه صورت زنم اى پهلوان ؟ * گفت : بر زن صورت شير ژيان چون دلاك يا « كبودى زن » شروع به كار كرد ، جوان كه قدرت تحمل زخم سوزن را نداشت ، پرسيد : از كجا شروع كردى ؟ خالكوب گفت : از دم ؛ جوان گفت : من شير بىدم مىخواهم . خالكوب ناچار ، از گوش آغاز كرد . باز قزوينى ناليدن گرفت و از دلاك خواست كه از گوش نيز درگذرد . اينبار از شكم آغاز كرد . جوان كه نيروى تحمل در خود نمىديد ، گفت : شير من شكم نيز نمىخواهد . خيره شد دلاك و بس حيران بماند * تا بدير ، انگشت در دندان بماند بر زمين زن سوزن آن دم اوستاد * گفت : در عالم كسى را اين فتاد ؟ شير بىدموسر و اشكم كه ديد ؟ * اين چنين شيرى خدا خود نافريد « 1 » اصلاح مو : راهورسم مردم نقاط مختلف ايران ، در وضع ريش و سبيل ، و موى سر گذاشتن يا موى سر تراشيدن هماهنگ و يكسان نبود ، و مردم هر شهر و استانى ، از سنت و آيين خاصى پيروى مىكردند . در تاريخ طبرستان و رويان مير سيد ظهير الدين مرعشى ( 892 - 815 هجرى قمرى ) ، ضمن توصيف احوال سيد قوام الدين حسينى ، چنين آمده است : « اما حضرت سيد به دست مبارك ، سر او را خود بتراشيد كه ادب مردم اسفاهى مازندران چنان بودى كه بر سر مو بگذاشتندى ، و آن مو را كلالك مىخواندند و خود را كلالكدار مىگفتند ، و بدان تفاخر مىنمودندى ، و كلاه درويشانه بر سر او نهاد ، و او را به مريدى قبول نمود . » « 2 » ريش تراشيدن شاه عباس : شاه عباس بر خلاف پادشاهان قديم و نياكان خود ، ريش خود را تراشيد « و به گفتهء نديم و منجم مخصوصش ، جلال الدين محمد يزدى : يكرنگان بلاد نيز در ريش تراشيدن موافقت نمودند ؛ حتى برخى از حكام ايران براى خوشآمد شاه ، تمام مردم و از آن جمله علما و سادات و « صلحا » را هم به تراشيدن ريش مجبور كردند . همين منجم در تاريخ اين ريشتراشى گفته است :
--> ( 1 ) . مثنوى معنوى . به اهتمام رينولد نيكلسن ، ص 185 - 183 ؛ نيز ر ك : خلاصهء مثنوى . به انتخاب بديع الزمان فروزانفر . ص 147 . ( 2 ) . تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، پيشين . ص 175 - 174 .