مرتضى راوندى

457

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دانگ را از سكه‌هاى بيزنتى تقليد كرده بودند و اختلاف بسيار در وزن و شكل و ارزش فلسها بود و به همين جهت ، اين سكه‌هاى خرد مانند دينار و درهم نرخ معينى نداشت و در هر جايى ارزش آن تغيير مىكرد . معمولا 48 فلوس يك درهم مىشد ، اما همه‌جا اين تناسب را رعايت نمىكردند . فلسها بيشتر از مس بود و در ايران مخصوصا فلسهاى مسين رواج داشت . » « 1 » اوزان « اصولى را كه در سكه‌ها به كار برده بودند ، در اوزان نيز رعايت مىكردند و اوزان شرعى درست كرده بودند كه بدينگونه بود : يك دينار شش دانگ ، هر دانگ چهار طسوج ، هر طسوج چهار شعير ، هر شعير شش خردل ، هر خردل دوازده فلس ، هر فلس شش فتيل ، هر فتيل شش نقير ، هر نقير شش قطمير ، هر قطمير دوازده ذره ، هر ذره شش حبه - نسبتى كه در اين تقسيمات نگاه داشته شده نسبت چهار و شش و هشت و دوازده است . » « 2 » مقياس طول « در مقياس طول نيز موازين شرعى معمول بوده است بدينگونه : ذراع شرعى داراى دو شبر ، هر شبر به عرض دوازده اصبع ، هر اصبع به عرض شش جو كه هريك از آنها به شكم ديگرى چسبيده باشد ، و عرض هر جو هفت مو از يال يابو و جمعى شش مو هم گفته‌اند ؛ همچنانكه بعضى شش جو نيز گفته‌اند . و ذراعهاى ديگر هست مثل ذراع اسود كه واضع آن غلام هارون الرشيد بوده است ، و آن كمتر است از ذراع شرعى به دو ثلث اصبع ، بر تقديرى كه اصبع شش جو و جوشش مو باشد . و ذراع ابن ليلى كه كمتر از ذراع اسود به يك اصبع بوده است ( و انواع ذراعهاى ديگر كه هريك را يكى از سران معمول كرده‌اند . ) پيداست كه اين مقياس طول تابع مقياسى بود كه در ايران در زمان ساسانيان رواج داشته است . » « 3 » بطوريكه استخرى در مسالك و ممالك نوشته است ، خريد و فروش در فارس با درم انجام مىشد و دينار نام داشته است ، و سنگ پارسى دو نوع بود : سنگ بزرگ يك من آن هزار و چهل درم بود مانند سنگ اردبيل ؛ و سنگ كوچك ، همان سنگ بغداد بود . و جريب شيراز ده قفيز بود و قفيز شانزده رطل . و جريب هر جايى فرق مىكرد يعنى كم‌وزياد مىشد چنان كه كيل بيضا زيادتر از كپل استخر بود . « 4 » چنان كه ديديم ، در ايران به اقتضاى رژيم خان خانى ، وضع اوزان و مقادير و سكه‌ها مانند ساير شؤون و مظاهر زندگى درهم و آشفته بود . پول بانك به نظر دكتر مظاهرى قبل از ظهور و بسط بورژوازى ، يعنى ظهور طبقهء متوسط ، معاملات در ممالك اسلامى بيشتر جنسى بود ؛ گواينكه شفاها يا كتبا قيمت جنس را به درهم يا به دينار تعيين مىكردند . مثلا دولتها به كارمندان و سربازان غله و لباس مىدادند و آن را به حسب دينار يا درهم محسوب مىكردند . در دورهء بورژوازى ، چون مردم به زر سفيد يا سرخ آشنا شدند ، در عمل مسكوكات رواج

--> ( 1 ) . تاريخ خاندان طاهرى ، پيشين . ص 332 - 330 . ( 2 ) . همان . ص 332 . ( 3 ) . همان . ص 333 - 332 ( به اختصار ) . ( 4 ) . ر ك : مسالك و ممالك ، پيشين ص 136 - 135 .