مرتضى راوندى
440
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
زن سر راه شاه را گرفته بودند و فرياد از نبودن نان كرده بودند . شاه به نايب السلطنه تغير فراوان فرمودند . واقعا جاى تغير هم داشت . فرموده بودند كه شوهر زنها را بگيرند و گداها را از شهر بيرون كنند . » « 1 » شگفتا ، شاه عشرتطلب بجاى آنكه در مقام درمان دردهاى اجتماعى برآيد به دستگيرى مردم و اخراج گدايان از شهر فرمان مىدهد . مرض و با « محرم 1310 فرامىرسد . مردم به عادت ديرين ، به عزادارى مى - پردازند . اجتماعات و مراودات فزونى مىگيرد . اسباب انتشار مرض و با از هر طرف مهيا مىشود . از روز دوم محرم ، و با طغيان مىكند . هنوز به دهم نرسيده ، روزى صدها از مردم هلاك مىگردند و با روزبروز ، بر طغيان خود مىافزايد . اضطراب مردم به حد كمال مىرسد . هركس بيشتر مىترسد زودتر مىميرد . شمارهء مردگان در تهران به روزى 1500 نفر مىرسد . اموات را در تابوت قرار مىدهند و تابوت را بر پشت الاغ به قبرستان مىبرند و هيچگونه تشريفات براى هيچ مردهاى از هر خانواده باشد بجا نمىآورند . گاه يكى دو روز ، جنازهها بر زمين است و وسايل كفن و دفن فراهم نمىشود . » « 2 » قحطى و احتكار در يكى از اعلانهاى دولتى ، به تاريخ پنجم شهر رجب المرجب 1317 ، پس از مقدمهاى ، چنين آمده است : « هركس از عالى و دانى و اعيان و اشراف و طبقات اصناف ، از دلال و انباردار و علاف و غير هم ، آنچه غله و گندم در انبارها و زاويهها احتكار كرده باشند بايد به ميان ميدان آورده به نرخ معمول و عادله روز بفروشند . و هرگاه پس از يك ماه معلوم شود احدى غلهء انبار خود را به معرض فروش نياورده ، بدون هيچ ملاحظه و مراعات احدى ، انبارها و زاويهها را شكافته و هرقدر غله يافت شود بيرون ريخته و به هر قيمتى كه صلاح بدانند خواهند فروخت . سپس مىنويسد : خانوادهها حق دارند تا مقدار ده خروار آرد براى مصرف خانهء خودشان نگاه دارند و زايد از آن هرچه داشته باشند بايد به فروش برسد . « 3 » طاعون در سال 1831 ، مرض طاعون در آذربايجان راه يافت و در گوشه و كنار اين ولايت ، عدهء كثيرى را تلف كرد ، و در سال 1831 ميلادى به قول لرد كرزن ، [ ج 1 ، ص 126 ] طاعون و وباى شديدى به شوشتر آمد و قريب 20 هزار نفر را به خاك سپرد . علاوه بر طاعون و و با ، حكام و مأمورين دولتى ايران و ملانماها كه از گرگ گرسنه خونخوارترند ، مردمان بدبخت را بروز سياه نشاندهاند . در تاريخ پانصد سالهء خوزستان ، [ ص 120 ] نيز دربارهء طاعون خوزستان در سال 1247 هجرى ( 1831 ميلادى ) مىنويسد ، گروه انبوهى از مردم آنجا از عرب و عجم را نابود ساخت ، و بسيارى از آباديها از مردم تهى شد . در شهر شوشتر ، سه چهارم اهالى از بين رفتند . « 4 » اين بيمارى مسرى در رشت 60 هزار نفر را به خاك هلاك افكند .
--> ( 1 ) . روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه ، پيشين . ص 387 . ( 2 ) . حيات يحيى ، پيشين . ج 1 ، ص 116 ( به اختصار ) . ( 3 ) . ر ك : دكتر رضوانى ، « مقاله » ؛ مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال پنجم ، شمارهء مسلسل 26 ، ص 264 ( به اختصار ) . ( 4 ) . ر ك : احمد كسروى ، تاريخ پانصد سالهء خوزستان . ص 199 - 198 .