مرتضى راوندى
431
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مثل كرم ابريشم ، به خوردن برگ درختان پرداختند . » مردم فقيرتر ، از استيصال ، كفشهاى كهنه و چرمهاى گنديده و پوست درختان و حتى فضلهء چهارپايان را جمعآورى مىكردند و مىخوردند . در نتيجه ، عدهء زيادى از آنان در اثر غذاى ناسازگار و گرسنگى ، بيمار شدند و مردند . الكساندر كشيش مىنويسد كه در اواخر ماه ، « شمشير گرسنگى چنان تيز شد كه وقتى بيمارى مىمرد ، دو سه نفر بيدرنگ ، گوشتهاى گرم او را كنده بدون فلفل يا چاشنى مىخوردند ؛ و اگر پسر يا دختر جوانى ديده مىشد ، آنها را براى سدجوع به داخل منازل مىكشاندند و مىكشتند . » گذشته از اين ، گوشت انسان اغلب در دكانها به اسم ديگر فروخته مىشد . حتى خود شاه مجبور شد گوشت شتر و اسب بخورد . عاقبت كار به جايى رسيد كه توانگران نيز قادر نبودند احتياجات خود را بر طرف كنند ؛ زيرا غذايى براى خريد در شهر يافت نمىشد . در نتيجه ، پول ارزش خود را از دست داد . وقتى مرد متمولى مىمرد ، كسى حاضر نمىشد او را دفن كند . روزى در اواخر محاصرهء اصفهان ، محمد محسن ، نويسندهء كتاب زبدة التواريخ با عدهاى ، خانهها را براى كشف مواد غذايى بازرسى مىكرد ؛ ناگهان در سرداب يكى از منازل بازرگانان معروف ، چهارده كيسه يافت كه هركدام صد من تبريزى وزن داشت . محمد محسن و همراهانش ، با شوق و ذوق ، تمام كيسهها را شكافتند ولى ديدند كه حاوى عباسيهاى جديد است ؛ لذا با خشم و عصبانيت ، كيسهها را بجا گذاشتند و به تجسس در جاى ديگر پرداختند . هرچه محاصره بيشتر طول مىكشيد ، اوضاع وحشتانگيزتر مىشد ؛ خيابانها پر از اجسادى بود كه كسى نمىخواست آنها را دفن كند ، و اگر هواى سالم و سازگار اصفهان نبود ، تعداد اشخاصى كه از طاعون مردند ، بمراتب بيشتر مىشد . پس از آنكه محمود افغان با ملك محمود سيستانى در شكست صفويه موافق و همداستان شدند ، يأس و نوميدى مردم شديدتر شد . تعداد مردگان رو به افزايش گذاشت و باندازهاى جسد در زايندهرود انداختند كه تا ماهها بعد ، آب آن قابل آشاميدن نبود . » محاصرهء اصفهان شش ماه به طول انجاميد . بدرستى نمىتوان گفت ، چند هزار نفر از گرسنگى و بيمارى تلف شدند . ظاهرا بيش از 20 هزار نفر در جنگ به خاك هلاك افتادند ؛ ولى لااقل ، چهار برابر آن عده ، از گرسنگى و طاعون جان سپردند . « 1 » زلزلهء تبريز « در اواخر دورهء صفويه ، در سال 1721 ميلادى ، چنان زلزلهء سختى در تبريز روى داده بود كه تقريبا تمام ديوارهاى آن فروريخته و در حدود هشتاد هزار نفر در آن حادثه از بين رفته بودند . » « 2 » قيام مردم اصفهان عليه شاه سلطان حسين چون محاصرهء اصفهان نه ماه به طول انجاميد ، قيمت نان از يك من پنجاه دينار به يك من ده تومان رسيد . مردم گرسنهء اصفهان ، به قول مؤلف رستم التواريخ ، در هر گوشه و كنارى كه اطفال يا هركسى را كه تنها مىيافتند مىگرفتند ، مىكشتند ، مىپختند و مىخوردند . چون كار به اينجا كشيد ، مردم اصفهان « با هاىوهوى و گريه و زارى . . . بالاجماع و الاجتماع ، هجوم عامه
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 196 - 191 . ( 2 ) . همان . ص 295 .