مرتضى راوندى

378

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پارچهء فرنگى است كه به يك تشويه شقيت و رنگ آن از ميان نرود ؟ چندين سال است كه پارچه‌هاى زرد و سرخ باطن سست فرنگستان رواج گرفته . . . مردم ايران جسم‌وجان خود را رها كرده و دنبال رنگ‌وبوى ديگران رفتند . در واقع ، در اين مرحله به ضررها رسيدند . ريسنده‌هاى ريسمانها از كار عادى بازماندند و به ترتيب ، تلف و تمام شدند . روسيه دست از خريد كشيد ، در صنف نساج شكست كلى رسيد . عشر اصناف اين شهر نساج بود كه خمس آن باقى نيست . تقريبا نيم عشر از زنان اين شهر بيوه‌زن بيكس يتيم‌دار بودند و با ريسمان ريسى صغير كبير مىكردند ؛ و همگى ساقط شدند . همچنين اصناف بزرگ ديگر ، مانند صباغ و نداف و عملهء كارخانه كه بسته و پيوسته به اين صنف بودند ، بيشترشان از ميان رفتند . ساير اصناف خلايق را هم از پرتو اين شكستگى ، ضررها رسيد ؛ بخصوص رعاياى دهات را از بىتسعيرى جوزق ، به همه اجناسشان زيان آمد . چو عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نماند قرار سپس نويسنده با اعداد و ارقام ، شكست صنف ابريشم كار را از عهد فتحعلى شاه تا روى كار آمدن ناصر الدين شاه ، نشان مىدهد : جماعت شعرباف و ابريشم كار « . . قريب صنف نساج كه ريسمان‌كارند جمعيت و دستگاه داشتند و فوايدشان هم كمتر از نساج نبود . . . در عهد خاقان مغفور ، 1250 دستگاه بود ؛ در عهد شاهنشاه مبرور ، 460 . اوايل آن دولت جاويد مدت ، 240 ؛ و حال رسيده است به 12 كارخانه . » به اين ترتيب ، از آغاز سلطنت فتحعلى شاه تا اواسط حكومت ناصر الدين شاه ، در اثر رقابت امپرياليسم انگلستان و روسيهء تزارى تنها در خطهء اصفهان 1238 دستگاه شعربافى و ابريشم‌كارى محكوم به شكست گرديده و هزاران كارگر بيكار شده‌اند . فرق ايران با اروپا اين بود كه در اروپا از قرن هيجدهم به بعد ، صنايع ماشينى جانشين صنايع دستى ( مانوفاكتورى ) مىشد ، ولى در ايران ، صنايع دستى و كارگاهها يكى بعد از ديگرى تعطيل مىگرديد ، بدون اينكه صنايع جديد جاى آن را بگيرد . اينك وضع صنايع دستى و محصولات و مصنوعات مختلف را در ايران و ديگر كشورهاى شرق نزديك مورد مطالعه قرار مىدهيم : ريسندگى و هنر پارچه‌بافى در ايران آغاز هنر ريسندگى و بافندگى در ايران ، بطور دقيق ، معلوم نيست . آنچه مسلم است چون پوشاك بعد از خوراك از ضروريات زندگى است ، ساكنان قديم پهنهء ايران ، برحسب نيازى كه به پوشاك و فرش زيرپا داشته‌اند ، به فنون ريسندگى و پارچه‌بافى و قالىبافى آشنا بوده از پشم و موى گوسفند و بز ، فرش و تن‌پوش درست مىكردند كه نشانه و آثار آن در اشياء پيدا شده و از دوران پيش از تاريخ نمودار مىباشد . ضمن اشيائى كه در غار كمربند ، نزديكى بهشهر ، بدست آمده وسايلى ديده مىشود كه تصور كرده‌اند در حدود 6 هزار سال پيش از ميلاد از پشم گوسفند و موى بز نخهايى بطور ابتدايى تهيه كرده‌اند . پيدايش دوكهاى نخ‌ريسى سنگى و سفالى در بسيارى از تپه‌هاى ماقبل تاريخى نقاط مختلف ايران ، نمايشگر آگاهى مردم به فن ريسندگى و پارچه‌بافى است . يك ميلهء مسى در تپهء حصار دامغان مربوط به حدود سه هزار سال ق . م پيدا شده كه كاوشگران آن تپه آن را ميلهء مخصوص ريسندگى دانسته‌اند كه با آن نخهاى نازك مىتابيدند .