مرتضى راوندى
29
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بود از اشياء تجملى زرين و سيمين ، احجار كريمه ، پارچههاى قلابدوزى شده . در اين اقتصاد ممزوج ، تفوق اساسى با اقتصاد فلاحتى بود ، يعنى مملكت از راه كشاورزى و گلهدارى زندگى مىكرد ، و اين اقتصاد در سراسر قرون تا عهد هخامنشى ادامه داشت . » « 1 » به نظر امستد ، شرقشناس امريكايى ، « انسان حقيقى ، نخست ، در شرق نزديك ، پيدا شده است . پيش از نخستين دورهء باران و يخبندان سخت ، او به خرد كردن و تراشيدن سنگ چخماق دست زده بود . با اين ابزارهاى چخماقى ، مىتوانيم جا پاى پيشرفت او را از ميان دومين ، سومين و آخرين دگرگونيهاى آبوهوا ، كه هركدام از آنها به شمار سالهاى ما ، بيرون از اندازه دراز بود ، دنبال كنيم ؛ در پايان ، او ، هنوز در سطح فرهنگ دورهء كهنسنگ بود . در اين سالهاى دراز او نه تنها در فن ساختن ابزارهاى سنگى و استخوانى پيشرفت كرده بود ، بلكه خانواده را پديد آورده بود كه از راه شكار نگاهدارى مىكرد ؛ با كندن غار ، خانه ساخته بود ؛ « نيروهاى خطرناك » را با جادو رام مىكرد و خشنود مىساخت ، يا از خود دور مىراند و به زندگى آنسوى قبر اميدوار شده بود . نزديك به پايان دورهء سنگ كهن . ( عهد حجر قديم ) ، مردمانى از نوع خود ما ، در شرق نزديك زندگى مىكردند . گاو و گوسفند و بز و خوك خانگى شده بود ؛ جو و گندم و كتان كشت مىشد . از آن دوره ، مردمان شرق نزديك به دو دسته جدا شدند ، برخى صحراگرد و بعضى روستايى ماندگار . در حالىكه صحراگردان اصولا به همان صورت باز ماندند ، شهرنشينى و فرهنگ در روستاها رشد مىكرد . براى نگهبانى و حفظ خود از دست صحراگردان ديوار مىساختند و پادشاهى برمىگزيدند كه مردان روستا را در جنگ رهبرى كند . » « 2 » گيرشمن ، ضمن توصيف پادشاهى ماد و حكومت هخامنشيان ، در توصيف وضع طبيعى ايران ، مىنويسد : « ايران توسط رودهايى مانند نيل ، دجله و فرات - كه با طغيانهاى ساليانهء خود ، موجب حاصلخيزى ناحيه مىشوند مشروب نمىگردد . ايران همچنين ، از فصل بارانهاى سودمند منظم كه باعث حاصلخيزى زمين است برخوردار نمىباشد . از قديمترين روزگاران ، مسألهء آب در ايران ، امرى حياتى به شمار مىرفت ؛ زيرا بشر فقط در جايى مىتواند استقرار يابد كه آبيارى امكان داشته باشد . بنابراين ، سكنهء ايران اجبارا متفرق گرديدند ، و قوم ايرانى بسيار كمتر از اقوام مصر و بين النهرين متراكم شدند . اين امر با مشاهدهء تفرق تلها يا تپههاى مصنوعى ، بقاياى اجتماعات قديم ، كه مسافر امروزى آنها را در فواصل چندين ده كيلومتر مىيابد ، به خوبى مجسم مىگردد . اوضاع طبيعى ، موجب توسعهء نوعى استقلال در هر ناحيه و حتى در هر دره گرديد ، بطوريكه آثار آن هنوز از بين نرفته است . » « 3 » پس از آنكه در دورهء هخامنشيان ، آسياى غربى به حيطهء قدرت هخامنشيان درآمد ، امنيت و آرامشى كم نظير در اين منطقه سايه افكند . رابطهء اقتصادى در خشكى و دريا بين بخشهاى مختلف شاهنشاهى برقرار شد . دولت در آغاز كار با اخذ مالياتى منصفانه از ممالك
--> ( 1 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين . ص 72 - 70 ( به اختصار ) . ( 2 ) . تاريخ شاهنشاهى هخامنشى . ترجمهء دكتر محمد مقدم ، ص 4 . ( به اختصار ) . ( 3 ) . همان . ص 103 ( به اختصار ) .