مرتضى راوندى
358
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جديد ) مىشمارد ؛ و غرض از اين خيابان ، همان خيابان شرقى - غربى است بين گلوبندك و انتهاى خيابان ناصريه كه سابقا بمناسبت نزديكى به ذخيرهء اسلحهء دولتى ، آن را « خيابان جبه خانه » مىناميدند ؛ ولى امروز جزء خيابان بوذر جمهرى شده است . . . از جمله مؤسساتى كه امير - كبير طرح انشاء آن را ريخته بود ولى مثل بسيارى ديگر از اقدامات خير او پس از قتلش مفتوح شده و به ثمر رسيده ، مدرسه يا مؤسسهء مجمع الصنايع است براى تربيت شوق اهل هنر و ترويج صنايع داخلى در سراى بزرگى كه هنوز هم بههمين اسم موسوم است ؛ و محل آن ، در انتهاى بازار توتونفروشها در جنوب غربى محل سبزهميدان قرار دارد . در اين مؤسسهء بالنسبه بزرگ ، عدهاى به كارهاى دستى ، نظير زردوزى ، مليلهدوزى ، تفنگسازى ، قدارهگرى ، تعمير ساعت ، كليدسازى ، نقاشى ، صحافى ، تذهيبكارى ، آهنگرى ، نجارى ، كالسكهسازى و جز اينها اشتغال داشتند . « 1 » تهران به نظر دكتر فوريه : دكتر فوريه ، در سفرنامهء خود ، مىنويسد كه تهران داراى صدوسى هزار نفر جمعيت است ، و در دورادور خود بارويى دارد كه منحصرا آن را از گل ساختهاند . در هر طرف از چهار جهت آن ، سه دروازه است كه مجموعا 12 دروازه مىشود . هر دروازه طاقهاى برج مانند و بلند دارد كه با كاشيهاى الوان مزين ساختهاند . ميان شهر تهران و بارو ، باغهاى محصور و اراضى باير پهناور ، مزارع ، موستان و قبرستان قرار گرفته است . ميدان توپخانه ، ميدان مركزى شهر است . خيابانهاى مهم عبارتند از : خيابان امين السلطان ( فردوسى حاليه ) ، لالهزار ، خيابان الماسيه ، ناصريه ، چراغگاز ، خيابان مريضخانه . فوريه مىنويسد : قسمت شمالى تهران با داشتن كوچههاى زيبا و مستقيم و حياطها و باغهاى وسيع و عمارات زياد ممتاز است . خيابان الماسيه كه داخل ارك مىشود ، و خيابان ناصريه يا شمس العماره ، راه وصول به محلات قديمى شهرند . در اين محلات ، كوچهها و محلات تنگ و پرپيچوخم است و جمعيتى كه چندان پاك و پاكيزه هم نيستند در هر قدم در رفتوآمدند . كثافات آنها بينهايت است . مخصوصا پايين بازار و در كوچههايى كه راه ميدان قاپوق و ميدان مالفروشها و محلهء يهوديهاست ، ممكن نيست كه انسان از آنها بگذرد و دائم با بوى عفونت لاشهء مردار همراه نباشد . سپس فوريه از مختصات بازارهاى تهران و سوراخهاى نورافكن سقف و كثرت آمدورفت در آنها سخن مىگويد ، و مىنويسد آب مشروب تهران ، مثل غالب شهرها ، از قنات است و چون از البرز مىآيد ، از شمال به جنوب جارى است . غالبا در تابستان ، فقرا دچار بىآبى مىشوند . به نظر فوريه ، طرز توزيع آب در تهران ظالمانه و غير صحى است ، و مجارىرو باز سبب انتشار امراض گوناگون مىشود . سپس ، فوريه از چگونگى تحصيل يخ در زمستان و انبار كردن آن در گودالهاى زيرزمينى براى تابستان سخن مىگويد . در مورد بناهاى تهران ، مىنويسد كه همه از خشتوگل است . ديوارها و بامها را با كاهگل ضخيم مىاندايند ؛ بههمين علت ، در زمستان ، بر اثر ريزش برف و باران ، خطر خراب شدن سقفها و ديوارهاى پوسيده و تلف شدن انسانها و حيوانات زياد است . « 2 »
--> ( 1 ) . ر ك : مجلهء يادگار . سال چهارم ، شمارهء 10 - 9 ، ص 59 به بعد . ( 2 ) . ر ك : سه سال در دربار ايران ، پيشين . ص 144 - 138 .