مرتضى راوندى
354
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تنظيم كنند . براى جلوگيرى از كمآبى ، آب رودخانهء كرج را به تهران جارى كردند ، و مردم را از اين بدبختى عظيم رها ساختند . روزنامهء وقايع اتفاقيه در شمارهء دهم خود چنين مىنويسد : مردم كه « هيچوقت در خانههاى خود اينطور آب جارى نديده بودند و با آب چاه يا آب دستى سقاها گذران مىكردند ، حوضها و گوديها در خانهء خود ساخته . . . از آب جارى پر كرده و همگى سيراب گرديدهاند . » بموجب تقسيم نامهء آب كرج كه به مهر امير است ، آب رودخانه به هشتاد و چهار سهم تقسيم شد و نه سهم آن را بعنوان حقابهء تهران تعيين نمودند . ديگر از اقدامات خير امير در زمينهء شهرسازى ، بناهاى سودمندى است كه از وى در تبريز و تهران بيادگار مانده است . وقتى كه وزير نظام آذربايجان بود ، بازار و تيمچهء بزرگى در تبريز ساخت كه بعدها به سراى امير نامدار گشت . در تهران نيز ، در عهد صدارت ، بناى تيمچه و بازارى را گذاشت كه اولى به سراى اتابكيه و دومى بازار امير شهرت يافت . سراى امير دو طبقه ساخته شد و 336 حجره داشت . علاوه بر اينها در نياوران نيز ساختمانهايى از خود بيادگار گذاشت . « 1 » وضع شهر تهران : اعتماد السلطنه در روزنامهء خاطرات خود ، جستهجسته ، مطالبى در پيرامون وضع عمومى شهر تهران نوشته است ، از جمله مىگويد : « روز سهشنبه ، 4 جمادى الثانى 1298 ، صبح على الرسم ، به طرف سنگلج رفتم . كوچهها بسيار كثيف بود . ابراهيم ، نايب محله را به دست خود ، كتك زدم . » « 2 » وى ضمن وقايع پنجشنبه 11 ذى قعده 1298 ، مىنويسد در اين روز ، دستور ديرين شاه راجع به ايجاد چراغ گاز ، صورت عمل گرفت . « تشريفات زياد از هر قبيل فراهم آوردند . ميدان توپخانه را آرايش دادند ، بيرقها زدند ، چادرها افراشتند ، موزيكانچيان اخبار دادند شربت و شيرينى و اقسام ميوه فراهم آوردند . وجه نقد و شالى هم به جهت پيشكش آستان پادشاهى حاضر كردند . » « 3 » ولى شاه به نام كسالت ، از شركت در جشن امتناع ورزيد . اعتماد السلطنه چون مدتى كمابيش شهردار تهران بود ، بعضى از خصوصيات شهر تهران را در آن روزگار توصيف مىكند . از جمله مىنويسد : « دو سال قبل « كنت » مدعى شد كه بايد عملهء شهرى كه يكصد نفر بودند و يكصد مال و عملجات خيابانى كه آنها هم يكصد نفر بودند و پنجاه مال ضميمه شود . در سال 15 هزار تومان ديوان بدهد به جهت تنظيف شهر . اين بود كه شاه فرمودند تو مدعى شو و شدم ؛ به من دادند . » « 4 » سپس مىنويسد كه چون نايب السلطنه از اين وضع ناراضى بود ، به كارشكنى پرداخت تا شاه اين مقام را از من گرفت . اعتماد السلطنه ، ضمن وقايع صفر 1299 ، مىنويسد : شاه ، بنابه اصرار حاجى ملا على كنى ، تصميم گرفت جندهها را از شهر بيرون كند « شاه مىفرمود از اين دروازه بيرون مىكنند ، از دروازهء ديگر خواهند آورد ؛ چرا كه كنت در سال از جندههاى تهران 14 هزار تومان ماليات مىگيرد . » « 5 » « ضمن وقايع جمعه ، 25 جمادى الثانيه 1299 مىنويسد كه در اثر برق و طوفان شديد « متجاوز از هفت نفر در طهران ، بواسطهء برق مردهاند ، و دو سه خانه محترق شده است . » « 6 »
--> ( 1 ) . ر ك : اميركبير و ايران ، پيشين . ص 342 - 332 . ( 2 ) . پيشين . ص 74 . ( 3 ) . همان . ص 119 . ( 4 ) . همان . ص 138 . ( 5 ) . همان . ص 145 . ( 6 ) . همان . ص 164 .