مرتضى راوندى

329

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پوشيده شده بودند . اين تشكها در كف آن شاه‌نشين قرار داشتند . اينجا محل نشستن تيمور بود . ديوارهاى اين شاه‌نشين همه با پرده‌هاى سرخ پوشيده شده بود . بر اين پرده‌ها منجوقهايى از زر و ياقوت و مرواريد و سنگهاى گرانبها دوخته بودند و بالاى اين پرده‌ها نوارهاى ابريشمى ديده مىشد كه به قدر كف دست پهنا داشتند و به همان شكل سابق الذكر آرايش گشته بودند و نيز منگوله‌هاى ابريشمى بسيارى بر اين پرده‌ها ، آويخته بودند كه بر زيبايى آنها مىافزود . دو شاه‌نشين ديگر نيز به همين گونه با پرده‌ها و شرابه‌ها آرايش گشته ، منتها با قالى و حصير فرش شده بود . در وسط اين كاخ ، برابر هشتيى كه به در منتهى مىشود ، دو ميز زرين بود كه چهار پايه داشت ، و روى آنها و پايه‌ها همه از يك پارچه زر ساخته شده بود . بر روى يكى از اين دو ميز ، هفت تنگ زرين كه دوتاى آنها از بيرون به گوهرهاى گرانبها و زمرد و فيروزه مزين شده بود ، و بر دهانهء آنها بدخشانى كه در طلا نشانده بودند قرار داشت . علاوه بر اين هفت تنگ ، شش فنجان زرين گرد ، بر آن ميز نهاده بودند و بر لبهء يكى از آنها مرواريدى بود كه درخشندگى رباينده‌اى داشت . در وسط همان فنجان ، لعل بدخشانى در زركار گذاشته بودند به بزرگى يك بند انگشت . « 1 » كلاويخو مىنويسد كه در يكى از مهمانيها كه تيمور حضور داشت ، پيشكشهايى براى او آوردند كه از آن جمله قدحهاى سيمين بود كه برپايه‌هاى بلندى قرار داشت و در آنها شيرينى و آب‌نبات و كشمش و بادام و پسته ريخته مىشد و بر هريك از قدحها پارچه‌اى ابريشمين همچون سرپوش گسترده بودند . اين قدحها را نه تا نه تا پهلوى هم قرار داده بودند ؛ زيرا در دربار تيمور رسم است كه هركس به او پيشكش مىدهد ، بايد نه عدد باشد . تيمور معمولا پيشكشها را ميان درباريان و بزرگان حاضر در مجلس تقسيم مىكرد ؛ از جمله دو قدح به كلاويخو و همراهان بعنوان پاداش مىدهد . كلاويخو مىنويسد از اين مجلس مهمانى وقتى كه آهنگ مراجعت كرديم ، بر سر و روى ما و پيرامونيان ما ، بارانى از سكه‌هاى سيم ريختند كه در ميان آن سكه‌هاى زر نيز بود . « 2 » اصفهان : نظريات ناصرخسرو را ، راجع به شهر اصفهان ، قبلا نوشتيم . حمد اللّه مستوفى نيز ، در قرن هشتم هجرى ، راجع به اصفهان چنين مىنويسد : « چهل و چهار محله دارد و هواى او معتدل است . در تابستان و زمستان ، گرما و سرما چنان نبود كه كسى را از كار باز دارد و زلزله و بارندگى و صاعقه كه موجب خرابى باشد ، در او كمتر اتفاق افتد . خاكش مرده را دير ريزاند ، و هرچه به دو بسپارند ، از غله و غير آن ، نيكو نگاه دارد و تا چند سال تباه نكند ؛ و در او بيمارى مزمن و و با كمتر بود . . . آب چاهش در پنج و شش گزى بود . هر تخم كه از جاى ديگر آنجا برند و زرع كنند ، اگر بهتر از مقام اول برندهد ، كمتر نيز نباشد . الا انار كه آنجا نيكو نيايد . نرخ ميوه در غايت ارزانى باشد و غله و صيفى نيكو آيد و ميوه‌هاى او بغايت خوب و نازك بود بتخصيص سيب و به و امرود بلخى و زردآلو سرش و ترغش نيكوى باشد و خربزه‌اش تمام شيرين است و از اين ميوه‌ها از شيرينى ، شكمى بىآنكه آب خورند نتوان خورد ، و كثرت خوردن آن مضر نيست و

--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 234 - 233 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 248 - 247 .