مرتضى راوندى
320
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىكردند و بعضى ديگر تسبيح را براى امور ديگر مورد مصرف قرار مىدادند . مثلا بيسوادان تسبيح را براى محاسبه ، مردم بيكارهء خوشلباس براى تفريح و سرگرمى به كار مىبردند ، و مردم حساس و عصبانى با تسبيح انگشتان خود را به كار مىانداختند . اكثريت مردم از تسبيح براى استخاره ، فالگيرى و تفأل استفاده مىكردند . هنرمندانى كه در اين رشته تخصص داشتند تسبيحهاى گوناگونى مىساختند . تسبيحهاى معمولى از چوب شمشاد و ليمو بود ، ولى تسبيحهاى عالى را با چوب آبنوس ، گل سرخ ، كهربا ، يشم ، عاج و صدف درست مىكردند . استفاده از تسبيح چنان عموميت داشت كه با ملاحظهء تسبيح هركس ، ممكن بود به سليقه و ميزان ثروت او پىبرد . كارگران ساختمان ، چوببستكاران ، بناها ، بامسازها و نقاشها در هر محل براى خود بورس كارى داشتند و در همينجا بود كه مزد كارگران كه برحسب فصل سال تغيير مىكرد تعيين مىشد . كارگران در محل اين بورسها جمع مىشدند تا شايد كارى به دست آورند . صاحبكاران و مقاطعهكاران ، صبح زود ، به محل بورس مىآمدند تا قويترين و كاردانترين كارگران را به خدمت خود بگمارند . مقاطعه كار پس از مطالعه و بررسى در كارى كه به عهده گرفته بود ، موافقت خود را اعلام مىكرد و سپس مخارج عمومى كار را به مشترى يا صاحبكار خود مىگفت . گاه ، برآورد معمار صورت ريز مخارج را نيز دربرمىگرفت و چون اين شرايط غيردقيق و كشدار بود غالبا بين صاحبكار و مقاطعه كار اختلافاتى در مىگرفت كه منجر به مداخلهء محتسب مىشد . شغل محتسب بين امين صلح و مأمورين كلانترى قرار داشت . وى بر در مسجدها قالبهاى رسمى آجر و سفال را نصب و اعلام مىكرد . در كارگاهها و خانهها براى آنكه بتوانند به طبقات بالاى ساختمان و به قلهء مناره راه يابند ، دستگاه چوببست را براى مدتى كرايه مىكردند ، و كارگران و ابزار كار را بوسيلهء زنبيلهاى مخصوص و طناب و قرقره ، به طبقات بالاى ساختمان مىرسانيدند . بناها مكلف بودند كه ديوارها را بكمك شاقول صاف و مستقيم بسازند و در موقع سفيدكارى ، از بهترين گچ استفاده كنند و در صورتىكه بنا يا مقاطعه - كارى از رعايت اين اصول خوددارى مىكرد ، مشتريها مىتوانستند با مداخلهء محتسب ، بنا يا مقاطعه كار را وادار كنند كه كارهايى را كه بر خلاف تعهد انجام داده بدون دريافت مزد اضافى خراب كند ، و از نو بسازد . نقاشان و زينتكاران در تزيين قسمتهاى داخلى بنا استاد و زبردست بودند ، ولى بموجب قوانين اسلامى ، نمىتوانستند پيكر انسان يا حيوانى را در ساختمانها تصوير كنند . در بعضى از ممالك اسلامى ، نظير ايران و تركستان ، نقاشان به ساختن صحنههايى از زندگى مردم و ابداع مجسمههاى مفرغى و سفالى دست مىزدند . ولى در مجموع ممالك اسلامى ، هنرمندان به زينتكاريهاى مجلل و تذهيبكارى ديوارها كه منافاتى با تعاليم شرع نداشت مبادرت مىكردند و به اين ترتيب ، از يكنواختى دورى مىجستند . هنرمندان ، پس از آنكه در ديوارها و سقفها ، انواع شاخوبرگ و اشكال هندسى و گلوبوته ، و منبتكارى و گچبرى را جلوهگر مىساختند ، روى آنها را با لاجورد و طلا مىپوشانيدند تا جلوه و زيبايى بيشتر بدست آورد . طبقات پايين بناها از سنگ ساخته مىشد ، ولى همين كه ساختمانى به طبقات چهارم ، پنجم