مرتضى راوندى
292
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در تاريخ الفى ، مىخوانيم كه در 401 هجرى ، يكى از ائمهء حديث كه همواره در مجلس صعلوكى تردد مىكرد ، بعد از مدت مديد كه غيبت داشت ، حاضر گشت . صعلوكى در شگفت شد ، و علت غيبت او را پرسيد . وى گفت : « روزى بعد از نماز شام ، از كوچههاى آن شهر ( نيشابور ) مىگذشتم . ناگاه شخصى كمندى در گردن من انداخته آنچنان كشيد كه نزديك بود كه نفس من منقطع شود ، و مرا كشانكشان بر سر كوچهاى رسانيد . پيرزنى از خانه بيرون آمد و آنچنان هردو زانو را بر شكم من كوفت كه من از آن ضرب بيهوش شدم . بعد از زمانى ، احساس برودت آبى كه بر روى من مىزدند كردم ، و افاقت يافتم و جمعى را ديدم كه پيرامن من نشستهاند و از سر لطف با من سخن مىگويند . مرا به قراين ، معلوم شد كه گويا آن جماعت در حالت بيهوشى من ، به خانههاى خود مىرفتند و چون آن عيار ايشان را ديد ، گريخت و مرا به آن حال گذاشت . القصه ، چون اندك رمقى يافتم ، به خانه رفتم و از هول آن حادثه ، بيست روز صاحب فراش بودم ، و چون آثار صحت در خود يافتم ، سحرى به قصد اداى نماز فريضه به مسجد رفتم . . . از آن زمان ، بر خود لازم گردانيدم كه تا روز روشن نشود ، هرگز قدم از خانه بيرون ننهم . » « 1 » در عهد اوزون حسن و فرزندش ، يعقوب ، در نتيجهء روش عاقلانهء اين پادشاه در مملكتدارى ، و اخذ ماليات ، وضع عمومى مردم در شهرها و دهات بهبود يافت ، و سطح زندگى بالا آمد و قدرت خريد مردم اندكى بيشتر شد . ولى در دوران قدرت جانشينان آنها ، بار ديگر ، فشار به طبقات متوسط و محروم افزايش يافت . وضع منازل و مساكن مردم شهرى در قرون وسطى راجع به خصوصيات خانههاى مسكونى اكثريت مردم و وضع اتاقها و امور و مسائلى كه معماران و بنايان در ساختن خانهها رعايت مىكردند ، محققان و صاحبنظران ما كمتر كتابى نوشتهاند ولى از روى سفرنامههاى اروپاييان مخصوصا از دورهء صفويه ببعد ، مىتوان به بسيارى از خصوصيات خانههاى مسكونى طبقات متوسط و ممتاز جامعهء ايرانى پىبرد . بطورى كه از آثار منظوم و منثور فارسى برمىآيد ، از ديرباز سنگ ، آجر ، آهك ، چوب و آهن جزو مواد اصلى ساختمانها بود ، و معماران ، بنايان ، نجاران و آهنگران در فعاليتهاى ساختمانى نقش اساسى داشتند . فردوسى به بعضى از مواد و كارگران ساختمانى اشاره كرد است : گچ و سنگ و هيزم فزون از شمار * بيارند چندانكه آيد به كار ز ديوارگر ، هم ز آهنگران * هر آنكس كه استاد بود اندر آن اتاقهاى اصلى هر منزل به اصطلاح قدما رو به قبله ساخته مىشد تا از آفتاب و نور كافى برخورد باشد ، و غالبا در شرق و غرب و گاه به حكم ضرورت در جنوب زمين نيز اتاقى چند مىساختند غالب اتاقها در قسمت تحتانى خود ، زيرزمينى داشت كه اغلب مرطوب و براى سكونت زمستان و تابستان چندان مناسب نبود ، و گاه از آنها بعنوان انبار استفاده مىشد . در ساختمانها قديم ، از مساحت و فضاى زمين چنان كه بايد استفاده نمىكردند . ديوارها غالبا خشتى و بسيار كلفت بود . طاق اتاقها را ثروتمندان با چوب يا آجر و فقرا با خشت ( به صورت ضربى ) مىساختند
--> ( 1 ) . در پيرامون تاريخ بيهقى ، پيشين . ج 2 ، ص 816 .