مرتضى راوندى

286

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اصطبلهايى نيز براى بستن اسبهاى نجيب ، در آنها آماده مىسازند ؛ و گروهى هم كلبه‌هاى محقر و زاغه‌هاى تنگى براى خود و فرزندان و خانوادهء خويش مىسازند و از اين حد درنمىگذرند ، زيرا تنگدستى و فقر بيش از اين به آنها اجازه نمىدهد . » « 1 » مواد اصلى ساختمانها : ابن خلدون در مورد مواد اصلى بناها و ساختمانها مىنويسد : « بعضى از ساختمانها را از سنگ تراشيده يا آجر بنا مىكنند ، و ملاط وسط ديوارها را از گل آهك تهيه مىكنند ، و اين گل آهك چنان به سنگ و آجر مىچسبد كه مانند يك جسم جلوه مىكند . » « 2 » و در مورد خانه‌هاى گلى مىنويسد : چينه‌كشها در داخل تخته ، چوبهايى كه طول و - عرض آنها چهار ذرع در دو ذرع است ، شفتهء آهك مىريزند ، و همين كه شفتهء آهك محكم شد ، روى آنها بار ديگر تخته چوبها را قرار مىدهند و آنها را با چوب و تسمه محكم مىكنند و شفته‌ريزى را ادامه مىدهند تا ديوار به اندازه‌اى كه موردنظر است برسد . كليهء قسمتهاى ديوار چنان بهم مىپيوندد و جوش مىخورد كه گويى از يكپارچه ساخته شده است ، و اين شيوه را طابيه ( چينه ) و سازندهء آن را طواب ( چينه‌كش ) مىنامند . « 3 » ساختمان شهرهاى جديد : ابن خلدون مىنويسد : « . . . پايه‌گذارى و استوار ساختن شهرها در پرتو همكارى و همدستى گروههاى عظيم كارگران ايجاد مىشود ، و بنابراين هرگاه دولتى بزرگ باشد و بر نواحى پهناور و كشورهاى گوناگون فرمانروايى كند ، كارگران را از سرزمينهاى مختلف به كار برمىانگيزد . چه بسا كه براى اين گونه بنا بيشتر عمليات را بوسيلهء چرخى ( ماشين ) انجام مىدهند كه نيروها و قدرتها را در حمل بارهاى سنگين بنا ، دو برابر مىكند ، به حدى كه توانايى بشريت از آنها عاجز است - مانند جراثقال و ديگر چرخها . و غالبا بسيارى از مردم ، هنگامى كه يادگارهاى گذشتگان و ساختمانهاى عظيم آنان را مىبينند ، مانند ايوان كسرى و اهرام مصر و طاقهاى معلق شرشال در مغرب ، گمان مىكنند كه اين بناها را به نيرو و قدرت خودشان ، خواه بطور پراكنده يا دسته‌جمعى ، ساخته‌اند و از اهميت و كيفيت چرخها و جراثقال و تأثير اقتصادى آنها در اين صناعت هندسى غفلت مىكنند . » « 4 » سپس ابن خلدون از بناهاى عظيمى نام مىبرد كه ساختن آنها در دوران فرمانروايى يك دولت صورت نگرفته بلكه چندين دولت در راه پايان دادن آن بناها رنج برده‌اند ، و مخصوصا متذكر مىشود كه بعضى از اين بناها چنان استوار و محكم است كه خراب كردن آنها از ساختن مشكلتر است . سپس ، بعنوان مثال ، از ايوان كسرى سخن مىگويد و مىنويسد : چون رشيد بر آن شد آن را منهدم كند و براى مشورت در اين‌باره كسى را بسوى يحيى بن خالد فرستاد ( كه در زندان بود ) وى گفت : اى امير المؤمنين به چنين كارى اقدام مكن و آن را همچنان براى نمونه بگذار تا دليل و گواه بر عظمت نياكان تو باشد كه چگونه بر خداوندان چنين يادگار عظيمى چيره شده و كشور آنان را بدست آورده‌اند . ولى رشيد نه تنها به اندرز او گوش نكرد بلكه وى را متهم كرد و گفت زير تأثير غرور قومى ايرانى واقع شده است . سپس گويد رشيد از سر لجاج به اين كار اقدام كرد ولى توفيق

--> ( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون . پيشين ، ج 2 ، ص 807 - 806 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 808 . ( 3 ) . ر ك : همان . ص 808 . ( 4 ) . همان ص 679 - 678 ( به اختصار ) .