مرتضى راوندى

267

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مهمانخانهاى مصور و چهارباغهاى نيكو و سرحوضهاى خوش و درختان كجم خرگاهى بود چنان كه از مشرق و مغرب ذره‌اى آفتاب به نشستنگاه سر حوض نمىافتاد و در آن چهار باغها ميوه‌هاى نيكو فراوان بود از ناشپاتى و بادام و فندق و گيلاس و عناب و ديگر ميوه‌هاى نغز . » « 1 » استاد فاكتوروويچ ، ضمن بحث در پيرامون حيات بو على سينا ، وضع عمومى شهر بخارا و مختصات اجتماعى و اقتصادى آن را چنين تصوير مىكند : « در آن ايام ، شهر بخارا تمام خصوصيات يك شهر فئودالى شرق را دارا بود . قسمت اعظم شهر را محلهء تجارتى و صنعتى تشكيل مىداد . در مغرب شهر ( كه آن‌وقت به نام شهرستان معروف بود ) مقر اميران قديم بخارايى ( ارك ) قرار داشت . در كنار كاخ ، عمارت « ده ايوان » يعنى ادارات مركزى دولت بنا شده بود و در جنوب ، بازار بود كه در دكانهاى آن نساجان ، كفاشان ، خياطان و آهنگران و سنگتراشان و زرگران و صحافان و نسخه‌نويسان كار مىكردند . در قرن سوم و چهارم هجرى ، كشاورزى در ماوراء النهر رونق بسزايى داشت . روستاييان در دشتهايى كه مصنوعا آبيارى مىشد ، گندم و جو و ارزن و برنج و محصولات ديگر فلاحتى را كشت و زرع مىكردند . توليد پنبه در كشاورزى اهميت بسيار كسب كرده بود و بعضى از انواع آن با كتانهاى اعلا رقابت مىكرد . بعلاوه ، ماوراء النهر كه باغكارى و صيفى كارى آن پيشرفت كرده بود ، در تمام جهان ، به فراوانى ميوه و سبزى شهرت داشت . صنعت در فعاليت اهالى نقش اساسى را بازى مىكرد . پارچه‌هاى نخى كه استادان بخارا و سمرقند ، و در دهات با دستگاههاى پارچه‌بافى مىبافتند ، شهرت عظيمى كسب كرده بود . صنايع استخراج معادن را نمىتوان ناديده گرفت ؛ در آنجا آهن و طلا و نقره بدست مىآوردند . معادن ايلاق از نظر سنگ سرب و نقره شهرت داشت . در بخارا ، ضمن مبادلات گوناگون ، بازار دادوستد و معاملهء كتب خطى علمى و فلسفى بسيار گرم بود و شمارهء پزشكان مجربى كه در بخارا مشغول طبابت بودند از سطح عالى فرهنگ اين شهر در آن عصر حكايت مىكرد . نوح بن منصور در كاخ خود ، كتابخانهء زيبايى داشت كه بنابه گفتهء ابن سينا ، نظير آن در هيچ‌جا ديده نشده است . » سابقهء تاريخى تهران : « شهر تهران كه امروز پايتخت ايران و بزرگترين و زيباترين شهر مملكت ماست ، سابقهء درخشانى ندارد . در ميان كتب تاريخى موجود ، از اصطخرى ، ابن حوقل و مقدسى كه بگذريم ، سمعانى در كتاب الانساب و راوندى در راحة الصدور ، از تهران نام برده‌اند . قديمترين ذكر مشروحى كه از تهران شده در معجم البلدان ياقوت حموى است ( 626 - 575 ) و بعدها بعضى از محققين و نويسندگان از جمله زكرياى قزوينى ( 682 - 600 ) تقريبا همان مطالب كتاب مزبور را با كم‌وبيش تغييرى نقل كرده‌اند . قزوينى در آثار البلاد خود كه در سال 661 تأليف شده ، دربارهء تهران چنين مىنويسد : « تهران قريهء بزرگى است از قراى رى ، داراى باغ و بستان زياد و درخت ميوهء فراوان . اهالى آن خانه‌هايشان در زير زمين است ( مانند لانهء مورچه ) و هر وقت كه دشمنى به طرف آنها مىآيد ، مىروند در خانه‌هاى خود در

--> ( 1 ) . محيط زندگى و احوال و آثار رودكى . پيشين ، ص 29 - 28 ( به اختصار ) .