مرتضى راوندى
265
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آنجا بگذارند . هم او ، در جاى ديگر ، گويد كالاهاى پرقيمت از چين و ماوراء النهر و ختا و هندوستان و خراسان و زنگبار و حبشه و مصر و يونان و ارمنيه و عراق و آذربايجان همه براى فروش در انبارهاى قمادين موجود بود . قمادين فارسى همان است كه ماركوپولو آن را كمادى « 1 » ناميده و مىگويد قبلا محلى بزرگ و مهم بود . ولى زمانى كه ماركوپولو ديده در اثر لشكركشى متوالى تاتارها وضع محقرى داشته است . مقدسى مىگويد ، در كرمان ، خوراك عمدهء اهالى خرما و ذرت است و از آنجا خرما به خراسان و نيل به فارس صادر مىكنند . از منطقهء ولاشگرد به هرموز غلات صادر مىشود و از آنجا بوسيلهء كشتى به ممالك مختلف فرستاده مىشود . « 2 » كوير لوت و مكران : در منطقهء خشك و بيابانى كوير لوت و مكران نه تنها از لحاظ صنعت و هنر اثر جالبى به يادگار نمانده بلكه از لحاظ كشاورزى نيز ، به علت نامساعد بودن وضع طبيعى ، محصول قابل ذكرى وجود ندارد . مقدسى در وصف كوير لوت ، مىنويسد : « اين بيابان چون درياست و از هر سوى آن مىتوانى طى طريق كنى ، به شرط آنكه راه را بشناسى و حوضهاى آب و گنبدكهاى آن حوضها را از نظر دور ندارى . اين حوضها را در قرن چهارم در امتداد راههاى كوير ساخته بودند و ميان هردو حوض يك روز راه فاصله بود - مقدسى طى هفتاد روز ، از اين سوى كوير به آن سوى آن راه پيموده و از گردنههاى هولناك و شورهزارهاى خطرناك و نقاط گرمسيرى و سردسيرى آنجا سخن رانده . در بعضى از درههاى كوچك آن زمينهاى مزروع و نخيلات ديده مىشود . كوير منطقهء امنى نبود . دستجات مختلفى از بلوچ كه مردمى سنگدل و بيرحم بودند ، به هركس دست مىيافتند ، سرش را با سنگ مىكوفتند . مقدسى كه علت اين عمل وحشيانه را از آنها سؤال مىكند ، در جواب مىگويند : مىخواهيم شمشير ما بى جهت كند نشود . در زمان عضد الدوله تا حدى امنيت اين مناطق تأمين شد و نگهبانانى با كاروانها حركت مىكردند . مردم اين حدود غالبا پياده مىروند و قليلى از جمازه استفاده مىكنند . در تحمل گرسنگى و تشنگى ، شكيباترين مردمند . خوراك آنها چيزى است كه از ميوهء درخت سدر تهيه مىشود . ابن حوقل و ناصرخسرو دربارهء راهنماى كاروان اين بيابان و وجود حوضها و آبانبارها در هر منزل ، سخن مىگويند . با اينكه مكران در دورهء قرون وسطى از هر جهت از امروز پرجمعيتتر و حاصلخيزتر بوده ولى بر روى هم ، هيچوقت از حيث ثروت ، حائز اهميت نبوده است . » « 3 » وصفى از شهر بخارا : شهر بخارا ، مانند تمام شهرهاى ايران آن زمان ، مركب از سه قسمت بود : ارك ، و قصر كهنهء شهر كه همهجا به اسم كهندز ناميده مىشد و بعد بتخفيف ، كندز شده و اعراب آن را قهندز كردهاند ؛ آبادى شهر كه به فارسى شهرستان و به زبان عربى مدينه مىخواندند و آباديهاى جديد شهر كه عبارت از محلات بيرون شهر باشد و به اصطلاح عربى به اسم
--> ( 1 ) . Camadi ( 2 ) . جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، پيشين . ص 443 - 335 ( به اختصار ) . ( 3 ) . همان . ص 348 - 346 ( به اختصار ) .