مرتضى راوندى
245
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
وضع مالى و اقتصادى كشور در كتاب اسناد نويافته ، گردآورى آقاى ابراهيم صفائى ، با مطالعهء گزارش ميرزا حسين خان گرانمايه و گزارش حاجى ميرزا جواد مجتهد روحانى نامدار شهر تبريز ، مىتوان به وضع مالى و اقتصادى كشور در عهد ناصر الدين شاه ، پىبرد . گرانمايه با آنكه فرستادهء دربار و مأمور رسمى دولت ناصرى است ، در ضمن گزارش خود ، صريحا مىگويد : « حكام نواحى حكومت مطلقه دارند ، به هرگونه تاختوتاز قادرند . در هر گوشه و كنار در قتل و غارت جسارت دارند . » « 1 » در همان ايام ، صاحبديوان پيشكار و حكمران آذربايجان ، بازار قيصريهاى ساخت و كاسبان را با زور به آنجا منتقل كرد و دادوستدها با دخالت گماشتگان او انجام مىگرفت ، و تجاوز و اجحاف در خريد و فروش به حد وحشتناكى بالا گرفته بود . « جمعى از قراجهداغيها در همان اثناء به ديوانخانه آمدند كه بار زغالى كه 25 من است ، قپانداران به 18 من تصاحب نمودهاند و ده من روغن را به هشت من برداشتهاند . فى الفور ، فرستادم آوردند كشيدند ، مشخص شد كه در يكبار زغال ، هفت من و در ده من روغن ، دو من تقلب كرده است . همان قپاندار متقلب گريخته متحصن شد . . . مردم مأيوسانه ، بازار را بسته ، سه دفعه هجوم به سيد حمزه بردند . جناب حاجى ميرزا جواد مجتهد ، آدم فرستاد كه بعد از ورود موكب مسعود ، چارهجويى خواهد شد . آدم مجتهد را تعرض كرده بيرون كردند كه شما علما و اعيان آذوقهء خود را از هر جا كه مىخواهيد به زور كشيده مىبريد ، وقتى كه به ما مىرسد ، نويد چارهجويى « نسيه » مىدهيد . . . عموم كسبه و عجزه از اين سوءمعامله و سر همبندى ، بستوه آمده ، على الغفله هيجانى نمودند . محققا از علما و اعيان و معارف احدى محرك اين شورش نبود ولى از بسكه وضع حكومت مغشوش بود . . . روح تبريز مايل انقلابى بود . » « 2 » هر سال از روى تحقيق و تخمين ، يك كرور علاوه بر ماليات ، از رعيت آذربايجان دريافت و در ميان حكام و اجزاى حكام و مأمورين مختلفه و صاحبمنصبان نظام و مباشرين و عمال و كدخدايان معدوم الاثر [ مىشود ] ، و رعيت بيچارهء آذربايجان متحمل چندين گونه تحميلات مختلفه و معدودهء فوق الطاقه مىباشد كه جاى تألم و ترحم است . يكى از اين تحميلات ، تقلباتى است كه صاحبمنصبان در بنيچهء صحيح و موافق قاعدهء سرباز به كار بردهاند . . . هنگامى كه فوج را به سفر ، اخبار نمودهاند ، مانند بچههاى شلتاقچى ايستادگى كردهاند تا نفرى از بيست و پنج تومان الى سى چهل تومان وجه پادارانه گرفته سفرى شدهاند . . . تقلب ديگر صاحبمنصب اين است كه هنگام احضار به سفر ، از هر سربازى كه صاحب بضاعت و بيگزاده و كدخدازاده است ، رشوت گرفته ، از سفر معاف ، و عوض آنها با اجرت جزئى از آدميان بيكار و بيمار گرفته به سفر مىفرستند كه تفنگ به دست گرفتن را نمىدانند . » « 3 » از جملهء تحميلات فوق طاقت رعيت يكى ديگر نيز مطالبهء ماليات بيموقع است . « ملاحظه بفرمائيد در آخر سال كه منتهاى تنگدستى رعيت است ، در حوالهء پانصد تومان ، دو هزار و پانصد
--> ( 1 ) . اسناد نويافته . گردآورى ابراهيم صفائى ، ص 11 . ( 2 ) . همان . ص 14 - 13 ( به اختصار ) . ( 3 ) . همان . ص 22 - 21 ( به اختصار ) .