مرتضى راوندى

233

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خود ، اقدام به اخذ وام مىنمايند . اينها در حقيقت ، مازاد بر درآمد خود خرج مىكنند . » « 1 » سطح زندگى و نوع زندگى : « منظور از سطح زندگى يك فرد ، مصرفى است كه مىتواند داشته باشد ، و بستگى به درآمد او دارد ، زيرا كه مصرف بيش از درآمد نمىتواند تا مدتى طولانى ادامه يابد . منظور از نوع زندگى ، نحوه‌اى است كه يك فرد براى انجام مصارف خود اختيار مىنمايد . اندازه‌گيرى سطح زندگى ، از نقطه نظر محاسبات آمارى ، با مراجعه به درآمدها انجام مىگيرد و نوع زندگى از طريق پرسشنامه‌هايى كه نمايشگر نحوهء مصرف بودجهء خانواده است ، شناخته مىشود . نسبت هزينه‌هايى كه به مصرف تغذيه ، پوشاك ، مسكن و غيره مىرسد ، در خانواده‌هاى مختلف متفاوت است . در صورت تساوى درآمد ، آنچه مصروف تغذيه مىشود در مورد كارگران بمراتب بيشتر از كارمندان است . سهم مخارج پوشاك مردم شهرى بيشتر از روستانشينان و رقم مربوط به كارمندان بيشتر از كارگران است . يكى از علل و عوامل انحطاط اقتصادى در ايران ، اين بوده و هست كه تمام افراد اجتماع خود را مكلف به انجام يك كار مفيد اقتصادى نمىدانند بلكه غالبا در يك خانواده ، يك نفر يا دو نفر كار مىكنند و بقيه مفتخور و دعاگو هستند . با اينكه در سالهاى اخير ، از بركت توسعهء نسبى اقتصادى و شركت زنان در فعاليتهاى گوناگون ، تا حدى اين وضع تعديل شده است ولى باز هم ، افراد انگل و بيكار در خانواده‌ها كم نيستند . ژوبر ضمن مسافرتى در ايران ، به اين پديدهء زيان‌بخش اقتصادى در طبقات بالاى اجتماع توجه مىكند و مىنويسد : « . . . در ايران اگر مردى از راه مقام و منزلت ، سرمايه ، دانش و يا بخت و اقبال وجهه و اعتبارى كسب كند ، بلافاصله خانه‌اش از مشتى بيكار و طفيلى پر شده ، همگى خود را در عداد افراد خانوادهء وى محسوب مىدارند . . . سعادت و نكبت اينان با بخت و اقبال ارباب و حامى بسته است ؛ اگر او ترقى كند ، اينان نيز همه با وى ترقى مىكنند و اگر او مغضوب شود ، همگى فنا مىگردند . » « 2 » مصارف تمام افراد يك ملت را مىتوان بطور كلى ، در گروههاى مختلف ، طبقه‌بندى كرد . اين ارقام در كشور فرانسه به سال 1966 ، چنين بوده است : نوع مصرف نسبت به درصد كل مصرف تغذيه 32 پوشاك 11 مسكن 18 بهداشت و مراقبتهاى مختلف 12 حمل‌ونقل و ارتباطات 9

--> ( 1 ) . اصول علم اقتصاد . پيشين ، ص 296 - 295 . ( 2 ) . ژوبر ، مسافرت به ارمنستان و ايران . ترجمهء محمود مصاحب . ص 344 .