مرتضى راوندى
224
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گمرك وثيقهء اين وام شده و طرز اخذ آن كاملا تغيير يافته است و اكنون به نسبت وزن و نوع جنس ، گرفته مىشود يعنى به همان ترتيبى كه در اروپا معمول است . علاوه بر اين مالياتها حق الامتيازى هم از كمپانيهاى تجارى مىگيرند . سابقا در موقع عيد نوروز و عيد مبعث نيز ، مبلغ معتنابهى از مردم مىگرفتند ولى امروز بقدرى بعناوين مختلف از مردم پول گرفتهاند كه از هستى ساقط شدهاند و قادر به پرداخت نيستند . » « 1 » وضع گمركات : ناظم الاسلام كرمانى در تاريخ بيدارى ايرانيان ، مىنويسد : « سابق بر اين ، در تمام يلدان و دهات ايران مرسوم بود كه دم دروازه يا در محل ورود به شهر و قصبه ، گمرك مىگرفتند و اين گرفتن گمرك ، نه از روى عشر بود بلكه بهر اندازه كه رئيس گمرك ميل داشت ، مثلا از يك من روغن كه 640 مثقال بود ، در بعضى جاها دهشاهى و در بعضى شهرها يك قران و در بعضى جاها زيادتر و كمتر مىگرفتند . بنده ، نگارنده ، در بيست سال قبل ، از كرمان به تهران آمدم . در رفسنجان از من احترام كردند چه مرا مىشناختند و بار مرا تفحص و جستجو نكردند ، ولى در ورود به يزد ، يك ساعت مرا دم اول كوچهء اول اجزاء گمرك معطل نموده بار الاغ مرا تفحص كردند . وقتى كه از يزد خارج شدم ، به قدر نيم ساعت مرا معطل نمودند كه مال التجارهاى شايد بيرون برده باشم . در كاشان و نايين و قم و دم دروازهء تهران ، كذلك از واردين گمرك مىگرفتند و هم از كسانى كه خارج مىشدند . باندازهاى انسان را معطل مىكردند و فحص اسباب خورجين انسان را مى - نمودند كه انسان به مرگ خويش راضى بود . گاهى اوقات زير پالان الاغ وزير چادر و لباس زنها را مىگشتند . در ده سال قبل كه سال اول سلطنت اعليحضرت مظفر الدين شاه بود ، اين بدعت خلاف شرع و تمدن را موقوف كردند . گمرك را واگذار به مسيو نوز كردند كه منحصر نمود به خارجه و سرحد . در سابق كه در همه شهرها گمرك مىگرفتند ، در سال ششصد هزار تومان عايدى گمرك بود ، ليكن مسيو نوز گمرك شهرها را موقوف و ممنوع نمود . ولى از خارجه كه داخل مىشدند و يا اگر از ايران خارج مىشدند ، از مال التجاره مأخوذ مىداشت و عايدى اين گمرك محدود رسيد به شش كرور . بارى ، حكومتهاى شهرها ، دم دروازه ، از زغال و پنير و بقولات و ميوهجات به اسم حق العرض ( ؟ ) نه به اسم گمرك ، از واردين چيزى مىگرفتند . باز گمرك به اسمى ديگر و لباس ديگر مرسوم و معمول گرديد . در اين روز اول ماه شعبان ، دستخط مظفر الدين شاه بر منع اين گمرك صادر گرديد : جناب اشرف صدر اعظم ، از آنجا كه رأى جهانآراى ملوكانه پيوسته به رفاه عامهء رعيت و به ارزانى و فراوانى قوت و غذاى ناس معطوف و مصروف است . . . از تاريخ صدور اين دستخط . . . كليهء بارهايى را كه از خارج شهر داخل و وارد دار الخلافه مىشود ، اعم از تره بار و حبوبات و بقولات و مأكولات و زغال و هيزم و برنج و روغن و ساير اقسام مأكولات و آذوقهء مردم ، بالتمام به استثناى « خانات محمديه و سوق الدواب » كه ماليات و معمولى خود را كما فى السابق بايد به ديوان اعلى ادا و ايفا نمايند ، بالمره از بارى سى شاهى و هر قبيل عوارض و تحميلات سنوات قبل ، مرفوع القلم فرموديم كه هيچيك از اهالى به هيچ رسم ، دينارى به
--> ( 1 ) . هانرى رنه دالمانى ، سفرنامه از خراسان تا بختيارى . ترجمهء فرهوشى ( مترجم همايون ) ، ص 48 .