مرتضى راوندى

11

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عمل آوردن نان ، گذشته از تنور مخصوص ، مستلزم اطلاعاتى در بيوشيمى بود تا بتوان خمير مايهء لازم را نيز تهيه كرد . اين اطلاعات مقدماتى در بيوشيمى ، راه كشف تازه‌اى يعنى مشروبات تخمير شده را بر مردم گشود . در آغاز دورهء تاريخى ، مصريها و اهالى بين النهرين طرز تهيهء آبجو را مىدانستند و سومريها براى جلب محبت خدايان ، مقدارى از اين مشروبات به آنها تقديم مىكردند . اين مشروبات ، در سه هزار سال پيش از مسيح ، در عداد ضروريات زندگى اغلب مجامع اروپايى و آسيايى بود و براى استعمال آنها در ضمن جشنهاى مذهبى ، سبوها و كوزه‌ها و گيلاسهاى مختلفى ساختند . از روى مدارك مربوط به علم آثار مادى بشر ( اتنوگرافى ) ، مىتوان حدس زد كه اين اختراعات كار زنان بود . آنها با ساختن سفال ، به علم شيمى ؛ هنگام رشتن و نختابى ، به فيزيك ؛ و از راه نساجى ، به مكانيك آشنا شدند و كشت كتان و پنبه ، راه گياهشناسى را به روى آنان گشود . در دورهء بربريت ، مردان هم ، نقش مؤثرى انجام مىدادند . نقش عمدهء مردان در اين راه پرورش حيوانات بود ، و اين مطلب را با توجه به زندگى مجامع ابتدايى معاصر نيز مىتوان دريافت . » « 1 » در روستاهاى پراكندهء اين دوران ، تمدنهاى بيشمارى بوجود آمد كه وجه امتياز آنها ، كشت گياهها ، پرورش حيوانات مختلف ، ايجاد موازنه ميان كشاورزى و گله‌دارى ، انتخاب محلهاى گوناگون براى ايجاد روستا ، به كار بردن نقشه‌ها و روشهاى متفاوت در خانه‌سازى ، شكل و زينت ظروف و بالاخره اختلاف بارزى ميان مراسم مذهبى بعد از مرگ ، اختلاف ميان طلسمها و سبكهاى هنرى مىباشد . « 2 » به اين ترتيب ، مىبينيم كشف كشاورزى و بدست آوردن غذا از زمين ، تغيير عظيمى در حيات بشر بوجود آورد . براى انسان خيلى آسانتر بود كه بوسيلهء كشاورزى غذاى خود را از زمين بدست آورد تا اينكه تمام‌وقت با اضطراب و نگرانى به دنبال شكار حيوانات باشد . « طبق اكتشافات نبات‌شناس شوروى ، ن . اى واويلوف ، اول بار ، زراعت گندم در حدود پنج تا شش هزار سال قبل از ميلاد در شمال تركيه و در جنوب غربى قفقاز آغاز شد و سپس ، از طرفى در مصر و از سوى ديگر در بين النهرين معمول گرديد و بوسيلهء مردم اين دو سرزمين ، در اروپا و آسيا رايج گرديد . مدتها بعد در ايران يا در افغانستان ، بوسيلهء پيوند گندم وحشى مزبور با بعضى انواع ديگر ، گندم نرم بوجود آمد و اين همان است كه تا امروز زراعت و مصرف مىكنيم . » « 3 » « در همان ايامى كه در بعضى از روستاها ، از گاو بعنوان وسيلهء حمل‌ونقل يا حيوان باركش استفاده مىكردند ، عده‌اى به فكر افتادند كه بجاى كشيدن كج بيل و تسطيح زمين بكمك زن ، از اين حيوان نيرومند استفاده كنند . به اين ترتيب ، يك جفت گاو جاى زنان را گرفت و گاوآهن به كار افتاد . براى بهره‌بردارى بيشتر از نيروى كشش حيوانات ، يوغ و مالبند نيز اختراع شد . شانه‌هاى پهن حيوان ، نقطهء اتكاى مناسبى جهت تحمل سازوبرگ جديد بود . گاو آهن كار روستاييان را تغيير داد ؛ بجاى قطعات كوچك زمين ، مزارع وسيع ، زير كشت رفت و

--> ( 1 ) . گوردن چايلد ، سير تاريخ . ترجمهء احمد بهمش ، ص 3 - 52 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 56 . ( 3 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين . ص 32 .