مرتضى راوندى
148
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
غارت كشورهاى مفتوح ، نيروهاى مولدهء ماوراء النهر را ترقى دهد ، و وجوه و وسايلى را كه در جنگ ، از طريق غارت و چپاول ، بدست مىآورد براى احداث قنوات و ابنيه و تزيين شهرهاى آن ديار مورد استفاده قرار مىداد و از ممالك مسخره ، پيشهوران را به ماوراء النهر مىآورد . بديهى است كه اين اقدامات را به نفع طبقهء فئودال به عمل مىآورد . تيمور مىخواست نظارت خود را بر جادههاى كاروانرو و بازرگانى ميان اروپا و آسيا برقرار سازد و بدينسبب ، كوشيد تا ايران و عراق عرب و كشورهاى قفقاز و آسياى مقدم را كه اكثر جادههاى ياد شده از آن مىگذشت تسخير كند . و اما جادههاى كاروانرو شمالى را كه از نواحى مجاور كرانهء درياى سياه و صحراهاى كرانهء بحر خزر مىگذشتند ، و تيمور نمىتوانست قدرت خود را در آن نواحى مستقر و استوار سازد ، مايل بود به روى تجار و بازرگانان مسدود نمايد . بدينمنظور ، تمام شهرهايى كه بر سر جادههاى اخير الذكر وجود داشت ويران ساخت ( گركانج ، سراى بركه ، حاجى طرخان ، آزوف و غيره ) . پس از آن ، در ظرف مدت سى سال ، تجارت ميان اروپا و آسيا از طريق جادههاى كاروانيى كه از ايران مىگذشت صورت مىگرفت . » « 1 » بطور كلى ، پس از حملهء مغول و تيمور ، وضع اقتصادى كشورهاى خاورميانهرو به انحطاط رفت . تلاش غازان خان و خواجه رشيد الدين فضل اللّه و تنى چند از ايلخانان ، در راه احياى حيات اقتصادى اين منطقه ، چون براساس برنامهء ثابت و پايدارى نبود ، با مرگ زمامداران روبفراموشى رفت و وضع اقتصادى ايران و ديگر كشورهاى اين منطقه هرگز به سطح قبل از ايلغار مغول برنگشت . تيمور نيز در دوران قدرت ، چنان كه گفتيم ، فقط در راه عمران ماوراء النهر قدمهايى برداشت و با تخريب و غارت ديگر نقاط ، تيشه به ريشهء اقتصاديات ديگر نواحى زد و هرگز در مقام اصلاح وضع اقتصادى و اجتماعى ملل تابع خود ، برنيامد . جانشين او ، شاهرخ ، چون ناظر ورشكستگى اقتصادى كشور بود ، بر آن شد كه از سياست اقتصادى غازان خان پيروى كند و از شدت فشار ديرين بر كشاورزان و پيشهوران بكاهد ولى در اين راه ، توفيق شايانى كسب نكرد . پس از آنكه اوزون حسن در صحنهء سياست توفيق يافت و بازماندگان تيمور و جهانشاه دشمن خود را از پاى درآورد ، بر آن شد كه به وضع نابسامان اقتصادى پايان دهد . وضع اقتصادى ايران در عهد اوزون حسن در دورهء پادشاهى اوزون حسن و فرزندش ، يعقوب ، از بركت امنيت و آرامش نسبى و روش منصفانهء اين دو پادشاه در اخذ عوارض و مالياتها ، وضع اقتصادى كشور تا حدى رو به بهبود نهاد . شيراز ، پس از تبريز ، مهمترين ميعادگاه سوداگران شده بود . مسافران ونيزى ، مكرر در سفرهاى خود ، به همهگونه جواهر و پرند و پرنيان و ادويه و ساير كالاهايى كه در بازارهاى شيراز ديدهاند اشاره مىكنند و خوبى كالاها و رونق بازار دادوستد را مىستايند . همهگونه پارچه ، بويژه قماش پشمى كاشان و چندينگونه تافتهء يزد و حرير استراباد ، شهرت بسزايى داشته است . معمولا در خود استرآباد كه به گفتهء « باربارو » مركز تهيهء ابريشم خام بود ،
--> ( 1 ) . همان . ص 429 .