مرتضى راوندى
7
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سازمان جماعات بدوى ، و مناسبات خانوادگى اين قبايل ، كموبيش يكسان ، و كار دسته جمعى قانون اساسى اين قبايل است . مرگان ، پس از مشاهدهء اين خصوصيات در قبايل گوناگون ، از خود پرسيد آيا ممكن است اين نظام اجتماعى يك مرحلهء حتمى در تاريخ تكامل اجتماعات بشرى باشد ؟ اگر اين قانون كلى تكامل اجتماع باشد ، بايد تمام ملل جهان از جمله ملل متمدن آسيا و اروپا از اين مرحله گذشته باشند . مرگان با شور و شوق و علاقهء فراوان ، به مطالعهء گذشتهء تاريخى يونانيها ، روميها و آلمانيها پرداخت ؛ در نتيجهء پژوهشها و تحقيقاتى كه به عمل آورد ، موفق گرديد كه در سال 1877 در اثر معروف خود به نام اجتماعات كهن ، تصوير جالبى از نخستين گروههاى بشرى نشان دهد . به نظر او ، تمام اجتماعات در طول تاريخ پرماجراى خود ، از مرحلهء نظام عشيرهاى و قبيلهاى كه مبتنى بر مناسبات خويشاوندى بوده گذشتهاند . بعدها ، دو تن از دانشمندان آلمانى ، به نام ماركس و انگلس ، كار علمى و پژوهشى اين دانشمند آمريكايى را دقيقا بررسى و ارزشيابى كردند . انگلس نوشت كه مرگان با تحقيقات گرانقدر خود ، خطوط اصلى تاريخ غير مستند ما را كه هيچ مدركى دربارهء آنها وجود نداشت ، روشن كرد . او ضمن مطالعه در وضع اجتماعى و خانوادگى سرخپوستان آمريكاى شمالى ، كليد معماى تاريخ باستانى يونان و روم و آلمان را ، كه تا آن تاريخ مكتوم بود ، كشف و آشكار كرد . ماركس و انگلس ، با استفاده از مطالعات مرگان ، به درك مادى تاريخ توفيق يافتند . تا پيش از اين مطالعات ، دانشمندان تصور مىكردند كه تاريخ ، بر خلاف طبيعت ، تابع هيچگونه قوانينى نيست ، و سرنوشت ملل به تمايلات و نبوغ افراد برجسته بستگى دارد ، يا به عبارت ديگر ، سپهسالاران و شهرياران ، تاريخ بشر را مىسازند ؛ غافل از آنكه سيروروند تاريخ تابع شرايط مادى و محيطى است كه انسانها در آن زندگى مىكنند ، زحمت مىكشند و تربيت مىشوند . به نظر دانشمندان مكاتب جديد طرز زندگى انسانها ، در درجهء اول ، منوط به اين است كه آنها به چه طريقى وسايل معيشتى خود را فراهم مىكنند ؛ يعنى تابع سطح توليد اجتماعى است . به ديگر سخن ، نحوهء زندگى اقتصادى آنها با زندگى اجتماعيشان پيوستگى و تشابه بسيار دارد . در مناطقى كه شرايط طبيعى مساعد بوده ، مردم در راه توسعه و تكامل اقتصادى گامهاى سريعترى برداشتهاند ، و در آنجا كه شرايط اقليمى نامساعد بوده ، انسانها كمتر زندگى كردهاند و ترقى و تكامل وسايل توليدى كندتر بوده است . بههمين علت ، قبايل و اقوام كنونى كه در حال توحش زندگى مىكنند ، مىتوانند بعنوان يك الگو و منبع بررسى ، براى دانش عمومى ما ، مورد پژوهش قرار بگيرند و روشنگر و نشاندهندهء تاريخ گذشتهء دور انسانها باشند . در سال 1884 « انگلس » در كتاب منشأ خانواده و دولت و مالكيت خصوصى ، - سير تكاملى نخستين اجتماعات بشرى را تا تشكيل خانواده ، و ايجاد دولت با بيانى علمى توصيف كرده است . هر روز مدارك و اسناد جديدى دربارهء كيفيت زندگى اقوام ابتدايى بدست مىآيد و از بركت اين مدارك ، دانش ما دربارهء نخستين اجتماعات بشرى ، بطور قابل ملاحظهاى ، غنىتر و مشخصتر شده است . » « 1 »
--> ( 1 ) . دايرة المعارف نوجوانان و جوانان . پيشين . ص 13 به بعد ( به اختصار ) .