مرتضى راوندى

139

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مىدمند و محافظين آن « يام » از نزديك شدن پيك ، بدين ترتيب ، آگاه مىشوند و فورا اسب يا شتر ديگرى را حاضر مىكنند . چاپار ، نامه‌ها يا چيزهايى را كه هست مىگيرد و بر زين مىنشيند و سريعا بسوى « يام » بعدى مىرود . و همين ترتيب همواره ادامه مىيابد . خان بزرگ ، در مدت 24 ساعت ، از وقايع جاهايى كه با اقامتگاه او سه روز فاصلهء اسب مسافت دارد آگاه مىشود . » « 1 » وضع اقتصادى طبقات اجتماعى « روحانيان مسلمان - سادات و علما و شيوخ و مسالك درويشى - در عهد مغولان ، وضع و اقتدار اقتصادى خود را حفظ كردند . مغولان شمن‌پرست ، كه بر روى هم با پيروان اديان ديگر مدارا مىكردند ، به زودى از نفوذ كلمه و اعتبار معنوى و مذهبى روحانيان مسلمان در ميان عامهء مردم باخبر شدند و بخشى از املاك موقوفه را در اختيار آنان گذاشتند . املاك موقوفه كماكان شامل اراضى وسيع نبود بلكه كارگاههاى صنعتى و دكاكين و راسته‌بازارها و كاروانسراها نيز جزو آن بود ؛ و روحانيان فئودال اختيار عوايد آن را در دست خود داشتند . اعيان روحانى و مأموران به تجارت محلى و ترانزيتى و كاروانى علاقه و بستگى نزديك داشتند . اعضاى شركتهاى بزرگ بازرگانى يا « اورتاقها » غالبا نمايندهء خانها و شاهزادگان و شاهزاده خانمها و اميران بزرگ فئودال بودند . البسهء ابريشمى و زربفت و اسلحه و ماهوت و ظروف چينى و سنگهاى قيمتى و مصنوعات طلا و نقره در دربار فئودالها قدر و قيمت عالى داشت . مغولان به مأموران اعيان‌منش و خدمتگزار ايرانى نيازمند بودند ، زيرا اينان در امر بهره‌كشى از مردم مغلوب و مطيع شهر و روستا ، دستياران اصلى ايشان به شمار مىرفتند . بدين طريق در دولت هلاكوئيان گروه حاكمهء فئودال به چهار گروه اجتماعى كه از لحاظ مليت و زبان و مذهب و شيوهء زندگى با يكديگر تفاوت داشتند ، تقسيم مىشد : 1 . اعيان نظامى چادرنشين مغول ، ترك يا كرد . 2 . مأموران كشورى كه بيشتر ايرانى بودند . 3 . روحانيان عاليمقام مسلمان ، و در كشورهاى قفقاز و آسياى صغير و عراق عرب ، روحانيان مسلمان و مسيحى . 4 . اعيان محلى شهرستانهاى ايران كه با دستگاه دولت مركزى ارتباطى نداشتند . از لحاظ سياسى وظيفهء رهبرى با اعيان چادرنشين مغول و ترك بود . اعيان مغول به شيوهء قديم خود زندگى مىكردند و سعى آنها اين بود كه از روستاييان محلى به حد اعلاى ممكن بهره - كشى كنند . براى اين كار از ادارات دولتى كه در رأس آنها صاحبديوان قرار داشت ، استفاده مىكردند . وى تمام امور خزانه و وصول ماليات و درآمد و خرج دولت و امور دفترى و ادارى و عزل و نصب كارمندان جزء ادارى را به عهده داشت . رسيدگى به امور كارخانه‌هاى صنعتى ، كه معمولا متعلق به خان يا كسان او بود ، نيز جزو وظايف صاحبديوان بود . در كارخانه‌هاى مزبور پيشه‌ورانى كه هنگام تصرف كشور به بردگى درآمده بودند ، و يا اخلاف ايشان ، كار مىكردند .

--> ( 1 ) . همان . ص 524 - 523 .