مرتضى راوندى
135
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كيخاتو ، وضع مالياتهاى سنگين و مطالبهء آن از مردم بينوا ، امر محال بود ؛ به همين علت ، تصميم گرفتند با صدور پول كاغذى يا « چاو » طلاها را در خزانه جمع كنند و پول كاغذى را در جريان بگذارند . بالاخره در سال 694 هجرى ( 1294 ميلادى ) در « تبريز ، پول كاغذى به جريان گذاشته شد . مردم مكلف بودند يا آن را قبول كنند و يا به دست مأمورين خان كشته شوند . ولى يك هفته پس از صدور چاو ، مردم زبان به اعتراض گشودند ، بازارها بسته شد ، آذوقه ناياب گرديد ، تجارت داخلى و خارجى مختل گشت و از شهرها ماليات وصول نمىشد . مجبور شدند چاو را لغو كنند . مردم وزير ايلخان را كه « صدر جهان » نام داشت ، « صدر كاغذى » خواندند . رسم چاو برافتاد و كيخاتو خان كشته شد . زمامداران بعدى نيز قادر نبودند كه به وضع آشفتهء اقتصادى مملكت سروسامانى بدهند . استثمار فئودالى و سنگينى بار ماليات ، روزبروز بيشتر مىشد . مأموران يا كسانى كه وصول خراج را بمقاطعه گرفته بودند ، بدون اينكه هيچگونه نظارتى در اعمال ايشان به عمل آيد ، اقدام بوصول مالياتها مىكردند و مبالغ وصولى را تصاحب يا تبذير مىنمودند ، و وقتى خزانه پرداخت آن مبالغ را از آنها مطالبه مىكرد ، ايشان براى بار دوم و حتى سوم از رعايا ماليات مىگرفتند ، وصول ماليات ، غالبا با شكنجه و آزار روستاييان توأم بود . روستاييان هميشه مبالغ روزافزونى بابت مالياتهاى عقب افتاده مقروض بودند . در فاصلهء بين سالهاى 648 تا 659 هجرى ، كسانى كه مالياتها را نپرداختهاند و نيز اعضاى خانوادهء ايشان به بردگى فروخته مىشدند تا قرض ايشان به طلبكار پرداخته شود . در طى قرنها تاريخ ايران ، هرگز وضع روستاييان به سختى و وخامت روزگار سلطهء مغولان نبود . موضوع مقيد ساختن روستاييان به زمين ، مربوط به دورهء مغول مىباشد . فقه و حقوق اسلامى مجبور كردن روستاييان را به اقامت در يك محل و اطاعت ناگزير او را از صاحب قلعه و زمين برسميت نمىشناخت . پيش از سلطهء مغولان ، تابعيت و وابستگى فئودالى روستاييان صورت اقامت ناگزير ( سرواژ ) در يك نقطه را پيدا نمىكرد . موازين جديد را مغولان با خود آوردند . بطور كلى ، هلاكوئيان ، با بهرهكشى فئودالى شديد ، موجبات سقوط و انحطاط اقتصادى كشور را فراهم كردند . غازان خان در دوران كوتاه زمامدارى خود ( 695 تا 704 هجرى ) سعى كرد كه به وضع آشفتهء اقتصادى مملكت سروسامانى بخشد . رشيد الدين فضل اللّه ، ضمن بيان انواع ظلم و تطاولى كه به رعايا مىرفت ، مىنويسد : « كلوخ و خاشاك را در نظر حكام و غير هم اعتبار بود و رعايارانه ؛ و خاشاك شوارع آن كوفتگى نمىيافت كه رعيت . » « 1 » غازان خان بموجب فرمانى ، ميزان ثابت خراج و ماليات سرانهء ( قپچور ) را براى هر ناحيه به نقد يا جنس ، معين و اعلام نمود . دستور داد خاتونان و شاهزادگان و سران قوم براى انجام مأموريتهاى خصوصى ، ايلچى يا مأمورى به نقاط مختلف كشور گسيل ندارند . رسم نزوله « يعنى مهمان رعايا شدن ، به كلى برافتاد . صدور بروات لغو گرديد ، بجاى مقاطعهكاران ، مأمورين معين و مسؤولى وظيفهء اخذ خراج را به عهده داشتند و مبلغ وصولى را مستقيما به خزانه تسليم مىكردند . علاوه بر اين ، غازان براى تشويق مردم به فعاليتهاى كشاورزى ، تسهيلات
--> ( 1 ) . تاريخ اجتماعى دورهء مغول . به كوشش امير حسين جهانبگلو ، ص 95 .