مرتضى راوندى
125
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دعا و ثناى آنان روزگار مىگذرانيده و با تحمل جورها و آزارهاى بيشمار ، به حكومت و امارت آنان و مناصبى كه ازيشان يافته بودند دلخوش مىداشتند ، به دولت محمود غزنوى و غوغايى كه او با سپاه ترك ؛ در مشرق ايران ايجاد كرده بود متذكر مىسازد و مىگويد : نگه كنيد كه در دست اين و آن چو خراس * به چند گونه بديديد مر خراسان را به ملك ترك چرا غرهايد ، ياد كنيد * جلال و دولت محمود زاولستان را كجاست آنكه فريغونيان ز هيبت او * ز دست خويش بدادند گوزگانان را چو هند را به سم اسب ترك ويران كرد * به پاى پيلان بسپرد خاك ختلان را شما فريفتگان پيش او همى گفتيد * هزار سال فزون باد ، عمر ، سلطان را كجاست اكنون آن مرد و آن جلالت و جاه * كه زير خويش همى ديد برج سرطان را . » « 1 » در اين دوران آشفته تنها مناطقى كه در معرض دستبرد و تجاوز قرار نداشتند ، مىتوانستند كمابيش به حيات اقتصادى خود ادامه دهند . اسفنديار كاتب در نيمهء اول قرن هفتم ، در پيرامون ارزش اقتصادى و مصنوعات طبرستان ، چنين مىنويسد : « و اجماع اهل عالم است كه براى مقام متجمل ، مثل طبرستان ، طرفى در همهء دنيا نيست . مباحات از هيزم و ميوهها و نيها و حشايش و ادويهء دشت و كوه و كانهاى گوگرد و زاج و سنگ سرمه و به بسيار جايگاه ، معادن زر و سيم كه درويش را سبب منفعت است و تعيش ، و توانگر را تجارت و منال ، و انواع طرايف كتانى و پنبه [ اى ] و قزوصوف و كوردنيها ( نوعى گليم ) بر اصناف مختلف زرين و پشمين كه شرق و غرب عالم از آنجا برند . ويز دادى ، آورده است كه در عهد اول براى اطلس و نسيج و عتابى بيشبها و انواع ديباج بهايى ( يعنى قيمتى ) و سقلاطون مرتفع و شراب گرانقيمت و كافورى كه وراى آن نباشد بنيكويى و خوبى و بردهاى ابريشمين و پشمين و باريك و انماط ستبر از جهرمى و قاليهاى محفورى و آبگينههاى بغدادى و حصيرهاى عبادانى به طبرستان آمدند و از آنجا به اقصى بلاد دنيا جلب كرده كه در همهء آفاق مثل آنكه آنجا يافتند نبود و بازار متاع سقسين و بلغار ، تا به عهد ما ، آمل بود ، و مردم از عراق و شام و خراسان و حدود هندوستان ، به طلب متاع ايشان ، به آمل آمدندى و بازرگانى مردم طبرستان به بلغار و سقسين بود . به حكم آنكه سقسين از آن لب دريا در مقابل آمل نهاده . و زنان باشند در طبرستان كه به روزى ؛ به حسن صنعت دست ؛ پنجاه درهم كسب كنند و هرگز درو درويشى مدقع ، چنان كه در ساير بلاد باشند ، يافت نشود . « 2 » » يكى از مناطقى كه مكرر در معرض تعدى و تجاوز مهاجمان قرار گرفته ، سرزمين خراسان است : و انورى خراسان غارت زده را كه بعد از بلاهاى گوناگون دچار غزان بد كردار شده بود ، در قصيدهء ذيل ، خوب وصف كرده است . اين قصيده را انورى به خواهش خراسانيان ، به خاقان سمرقند فرستاده بود تا به فرياد آنان كه در چنگال غزان اسير مانده بودند ، برسد و بعضى از مصائب اهل آن سامان را براى خاقان شرح داده است :
--> ( 1 ) . دكتر ذبيح الله صفا ، تاريخ ادبيات در ايران . ج 2 ، ص 115 - 100 ( به اختصار ) . ( 2 ) . تاريخ طبرستان ، پيشين . ص 81 - 80 ( به اختصار ) .