مرتضى راوندى

123

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مال و مكنت خلق را بربايند ؛ مانند راههايى كه غزان و بعد از ايشان عمال اتابكان سلغرى و شبانكارگان ، در كرمان انديشيده و رسوم تازه و بدعتهايى گذاشته بودند . با اين ظلمها و عداوتهاى بيحساب و ناامنيها و بيسامانى روزگار ، هيچكس را بر مال و ثروت خود اعتماد و اطمينان نمىماند و اگر كسى مىخواست دسترنج خود را از شر اعادى مصون دارد جز دل خاك ملجائى نمىشناخت . با اين جورها و عداوتها كه غلامان و قبايل ترك به ايرانيان مىكردند ، نام ترك براى جور و اعتساف و آزار و قتل و غارت علم شد و از اين راه ، تركيباتى در زبان فارسى پديد آمد ؛ مانند « تركتاز » كه به معنى حمله و هجوم مقرون بقتل و غارت و ويرانى استعمال شده است ؛ و « تركى » با ياء مصدرى به معنى ظلم و عدوان بيحساب ؛ و از همين معنى مصادر مركبى مانند « تركى رفتن » به معنى جريان ظلم و عدوان ، و « تركى كردن » به معنى ظلم كردن و همچنين بمعنى سفاهت كردن و امثال اينها ؛ چنان كه در ابيات ذيل مىبينيم : كس نداند تا چه تركى مىرود * با جهان از طرهء هندوى تو عافيت وقتى ار بقاعده بود * تركتاز غم تو آن برداشت - مجير الدين بيلقانى همچو تركان تنگ چشم آمد فلك * ز آن بود بر جان من يغماى او - جمال الدين اصفهانى تركى صفتى وفاى من نيست * تركانه سخن ، سزاى من نيست - نظامى با چنين وضع نابسامانى كه تسلط تركان و تركتازى آنان در ايران پيش آورده بود ، جاى شگفتى نيست كه در آثار نويسندگان و شاعران آن عهد ، حتى شاعرانى كه سمت مداحى بسيارى از همين اميران زردپوست را داشته‌اند ، به شكايتهاى گوناگون از نابسامانى اوضاعى كه پديد آورده‌اند باز خوريم : خاقانى در ابيات ذيل ، وضع « مملكت عجم » را كه طعمهء تركان و دستخوش تركتاز آنان بوده است ، با بيان فصيح خود ، چه خوب وصف كرده است : ملك عجم چو طعمهء تركان اعجمى است * عاقل كجا بساط تمنا برافكند تن گرچه سو وا كمك « 1 » ازيشان طلب كند * كى مهر شه به آتسز و بغرا برافگند زاغ ارچه موى چون پر زال آرزو كند * بر زاغ كى محبت عنقا برافكند يعقوب هم به ديدهء معنى بود ضرير * گر مهر يوسفى به يهودا برافكند و ناصر شمس ، معروف به « كافرك غزنين » ، در دو بيت ، وضع مملكتى را كه در دست تركان بود نيكو بيان كرده است . اينك بيت نخستين آن و براى بيت دوم ، به لباب الالباب مراجعه شود . تا ولايت به دست تركان است * مرد آزاده بىزرونان است و اين سنائى است كه با تأثر از غلبه‌هاى پياپى اميران ترك ، كه هريك با القاب اميدانگيز ، چند روز بر خلق غارت زده ، حكومت مىكرده و به زودى جاى خود را به ديگران مىسپرده‌اند ، سخن مىگويد و كسانى را كه به دولتهاى ناپايدار آنان دلگرم شده‌اند ، با فصاحت سحبانى خود ،

--> ( 1 ) . سو و ا كمك : آب و نان