مرتضى راوندى
108
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شمارهء بردگان در قلمرو اسلام بيش از قلمرو مسيحيان بود . اسلام كه براى محدود كردن بردگى و اصلاح حال بردگان كوشش داشت ، بردگى را به نامسلمانان كه در جنگ اسير مىشدند يا فرزندانى كه از بندگان بوجود مىآمدند ، منحصر كرد . مسلمان را نمىشد برده گرفت ؛ چنان كه در دين مسيح برده گرفتن مسيحى روا نبود . مالك مسلمان حق حيات و مرگ برده خود را داشت ، ولى معمولا با او خوشرفتارى مىكرد ، تا جايى كه وضع برده بدتر از كارگر كارخانهء اروپايى در قرن نوزدهم نبود بلكه محتملا بهتر بود . غالب كارهاى پست مزارع و كارهاى دستى شهرها كه محتاج مهارت نبود ، به عهدهء بردگان بود كه در خانهها بعنوان خدمه كار مىكردند . مردانشان خواجگان و زنانشان كنيزان حرمسرا بودند . غالب رقاصگان و آوازخوانها و بازيگران از كنيزان بودند . اگر كنيزى از آقاى خود فرزند مىآورد يا زن آزاد از غلام خود بچهدار مىشد ، فرزندانشان از ساعت تولد آزاد بودند . كثرت غلام و كنيززادگانى كه در زندگى معنوى و سياسى جهان اسلام اعتبارى يافته يا چون محمود غزنوى و مماليك مصر به سلطنت و امارت رسيدهاند ، حيرت - انگيز است . استثمار كارگران ، در آسياى اسلامى ، از لحاظ قساوت ، به پايهء ممالك بتپرست و مسيحى و مصر اسلامى نمىرسيد ، كه در آنجا كشاورز تمام روز تلاش مىكرد و جز كهنه - پارهاى كه تنش را بپوشد و كوخى كه در آن بخزد ، و غذايى كه رمقش را حفظ كند ، بدست نمىآورد . گدايان در كشورهاى اسلامى فراوان بودند و هنوز هم هستند . صدقات گوناگون و فراوان بود . شخص فقير اگر از همهجا نوميد مىشد ، مىتوانست در بهترين بناى شهر يعنى مسجد مقيم شود . » « 1 » راجع به وضع اقتصادى ايران بعد از اسلام ، مخصوصا از دورهء سامانيان به بعد ، غير از دانشمندان سابق الذكر ، استاد بار تولد ، غفوراف ( در تاريخ تاجيكستان ) و استاد فقيد سعيد نفيسى ( در كتاب احوال و آثار رودكى ) تتبعات سودمندى كردهاند ، و ما با رعايت اختصار ، به شمهاى از تحقيقات آنان اشاره مىكنيم . توسعهء فعاليتهاى اقتصادى در دورهء سامانيان در دوران حكومت سامانيان ، چون ماوراء النهر تقريبا صد سال از هجوم خارجيان در امان بود ، اقتصاديات مملكت در مجراى طبيعى خود رشد و تكامل يافت و خرابيهايى كه در اثر جنگها و حكومتهاى تحميلى عرب ايجاد شده بود ، تا حدى بر طرف گرديد . در باغهاى مرو ، موكارى ، پنبهكارى و تهيهء نوغان ابريشم معمول شد و بتدريج توسعه يافت و اين جريان به رشد صنايع كمك كرد ، و توليد پارچههاى نخى و ابريشمى بطور قابل ملاحظهاى فزونى گرفت ، بطوريكه مصنوعات اين دوره نسبت به ادوار قبل بيشتر تهيه مىشد . گلهدارى نيز اهميت بسيار حاصل نمود ، مخصوصا پرورش گوسفندان ، اسب و شترهاى دو كوهانه معمول شد . در منطقهء زرافشان و كاشغر دريا ، گندم و جو ، ذرت و برنج و ساير محصولات زراعتى
--> ( 1 ) . ويل دورانت ، عصر ايمان : تمدن اسلامى ( تاريخ تمدن ) ، كتاب چهارم ، بخش دوم . ترجمهء ابو القاسم پاينده ، ص 94 - 88 ( به اختصار ) .