مرتضى راوندى
101
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
روشن مىشود . كه كوچنشين و دار التجار مسلمانان در خانفو به حدى جمعيت داشت كه امنيت چين را به خطر مىانداخت . بعلاوه ، شه بندر مسلمانان خانفو ، در خطبهء نماز خود ، نام فغفور چين را كه امام شمنان آن ديار باشد ، ذكر مىكرده است . عدهء كثيرى تجار مسلمان نيز در بندر زيتون يعنى « تسوآنچو » اقامت داشتند . فغفوران ماچين سى درصد حقوق گمركى ، از كالاهايى كه بازرگانان به ماچين وارد مىكردند ، دريافت مىنمودند . عمدهء اين كالاها عبارت بود از : عاج ، كاسهء سنگ پشت ، شاخ كرگدن كه از هند و افريقا مىآوردند ، مس و كافور كه هرسه كيلوى آن به پنجاه هزار پشيز ختايى فروخته مىشد . بازرگانان خليج فارس كه نيمى زردشتى و نيمى مسلمان بودند ، در تمام مناطق تجارى مراكز مستقلى داشتند كه ادارهء آن با نمايندهء اقتصادى يا شهبندر بود . در هريك از اين مراكز ، يك مسجد جامع داراى منبر بود كه قاضى ( كنسول ) اسلاميان روز جمعه بالاى آن مىرفت و به طرز اهل سنت خطبه مىخواند . محصولاتى كه تاجران خليج فارس در اين دوره از بلاد مختلف به ايران و عراق عرب وارد مىكردند ، بسيار متنوع بود . جزاير هند شرقى بيشتر از جهت تهيه كالاها و گياههاى طبى و « گرم دارو » يعنى ادويه و ابازير و مواد رنگى و عطرى شهرت و اهميت داشتند . افريقا غلام سياه ، عاج ، و پوست زرافه را كه در صنايع كفشدوزى مورد استعمال داشت و كانهاى زر و عنبر كه در صنعت عطرسازى و در داروسازى و ساختن شمعهاى قدى و صابون از آن استفاده مىشد ، صادر مىكرد . عنبر را از ماهى بال يا وال كه در اين مناطق صيد مىكردند استخراج مىنمودند . هندوستان انواع جواهرات و مواد و جوهرهاى طبيعى و مصنوعى و نيشكر و آهن و فولاد و چوبهاى قيمتى و چوبهاى ساختمانى كه در كشورهاى اسلامى بسيار كم و گرانبها بود صادر مىكرد . تقريبا تمام خانههاى بنادر خليج فارس و بين النهرين و عربستان از چوبهاى هندوستان براى چوب بست و تهيهء اثاثهء منزل استفاده مىكردند . مملكت قمار نيز چوبهاى اعلاى آبنوس ، عود قمارى و شبه جزيرهء ملايو يا كرا ، مس و شمشهاى قلعى صادر مىكردند . در مقابل ، ممالك اسلامى براى آنها در قرن 12 و 13 [ ميلادى ] آيينه ، شيشههاى گرانقيمت ، گوگرد و بعضى مصنوعات دستى ديگر مىفرستادند ؛ مثلا همه ساله بيست هزار اسب از بندر سيراف بجانب معبر و شولمندل ( چولى بندر ) مىفرستادند . اين اسبها كه در فارس متولد شده بودند ، براى جنگهاى بزرگ آماده مىشدند . معبريان و مندليان براى آنها ارزش فراوان قائل بودند . به اين ترتيب ، دادوستد اسب بطور مداوم جريان داشت بخصوص كه هنديها به علت علوفهء غريبى كه به اين حيوان مىدادند ، به كوتاهى عمر آنها كمك مىكردند . به اين ترتيب ، از بركت شبكهء منظم راههاى ارتباطى ، كالاهاى تجارى ، بدون تأخير به مقصد مىرسيد و مسافرين مىتوانستند از شهرى به شهر ديگر سفر كنند . ارائهء گذرنامه ( پاسپورت ) يعنى جواز عبور در مسافرتهاى عادى ضرورت نداشت ، ولى در دورهء جنگ و بحران ، نشان دادن گذرنامه لازم مىنمود . در آن دوره ، غلامان و كنيزكان بدون ارائهء مدرك مهر قاضى ، حق مسافرت نداشتند . » « 1 »
--> ( 1 ) . همان . ص 402 - 397