مرتضى راوندى

786

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گرجى ، ارمنى و غيره ) هستند و همه مسلمان شده‌اند . زيرا از اول كودكى به آنان تعليمات اسلامى داده‌اند . چون آنان غلامى را برگزيده‌اند ، هيچ‌وقت نمىتوانند خود را آزاد كنند . آنان سواره جنگ مىكنند و اسلحه‌شان نيزه و تير و تفنگ و تبرزين و شمشير هلالى است . تعداد غلامان به‌طور كلى سى هزار نفر است ، ولى آنان‌كه به ميدان جنگ گسيل مىشوند ، پانزده هزار نفرند . سومين دسته از قشون ايران را قزلباشها تشكيل مىدهند كه از لحاظ مقام و اصالت ، والاتر از غلامان هستند و متعلق به سى و دو طايفهء مختلفند و شاه اسماعيل به كمك آنان بنيان حكومت صفويه را استوار كرد . قزلباشها در سراسر ايران پراكنده‌اند . پنجاه هزار از آنان به كارهاى لشكرى اشتغال دارند و بيست هزار نفر ديگر از راه تجارت و كشاورزى زندگى مىكنند . قزلباشها كاملا مستقل هستند و مىتوانند از خدمت شاه به خدمت يك خان يا يك امير ديگر درآيند . به نظر پيترو ، شاه به قزلباشها اعتماد چندانى ندارد و سعى مىكند مشاغل مهم لشكرى و كشورى را به تات‌ها و غلامان خود بسپارد . » « 1 » تسخير قلعهء تبريز به دست شاه عباس شاه عباس در جريان تسخير آذربايجان بر آن شد كه قلعه تبريز را كه بسيار مستحكم بود بدون جنگ و خونريزى به تصرف خود درآورد و به نگاهبانان قلعه پيغام داد كه « اگر بدون توسل به جنگ تسليم شوند املاكشان در آذربايجان به ايشان سپرده خواهد شد و اگر در سلك سربازان درآيند دو برابر مرسوم علوفه‌اى كه از عثمانيها ميگرفتند خواهند گرفت و اگر نخواهند مىتوانند كه با اموال خود به عثمانى بروند ، مدافعان نخست از قبول پيشنهادات خوددارى كردند ولى سرانجام چون مقاومت را بيحاصل ديدند تسليم شدند و شاه عباس به كليه تعهدات خود عمل كرد . » « 2 » عرض سپاه سلطان خليل در پارس « ظهور دولت آق‌قويونلو به وسيلهء اوزون حسن ( 882 - 782 ه ) اهميت خاصى در تاريخ ايران و آسياى غربى داشته است . . . شايد بتوانيم قسمتى از نظام ادارى و نظامى صفويان را براساس سنتهاى ادارى و نظامى آق‌قويونلوها به حساب آوريم . اگرچه از جميع جهات چنين نباشد . در سال 881 هجرى به هنگامى كه اوزون حسن در نبرد گرجستان شركت جسته بود ، پسرش سلطان خليل كه حكمران ايالت پارس بود ، مراسم سان و رژه‌اى از سپاهيان و نظاميان تحت فرمان خود به عمل آورد ، به‌طورى كه جلال الدين دوانى در رسالهء خود بيان كرده است ، « مراسم سان سه روز به طول مىانجامد . در روز نخست رجال كشورى و روحانيان با لباس رسمى در صحراى مجاور بند امير گرد مىآيند و به ترتيب ، علما و ائمه و قراء و مؤذنان و علمداران و نقاره‌چيان و درويشان از برابر سلطان مىگذرند . » در روز دوم ، عرض سپاهيان آغاز گرديد ، و جناح چپ و راست و قلب سپاه به

--> ( 1 ) . سفرنامهء پيترو ، پيشين ، ص 344 به بعد . ( 2 ) . زندگى شاه عباس ، پيشين ، ج 5 ، ص 26 ( به اختصار ) .