مرتضى راوندى
781
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
چو بر باد تاراج رفت آنچه بود * فكندند آتش در آن قلعه رود « 1 » غارتگرى تيمور و سربازان او « تيمور هنگامى كه مىخواهد سرزمينى را غارت كند ، دستور مىدهد پرچم سياه برافرازند ، و تمام افرادش سرگرم تاراج آنجا و خاصه مردان و زنان ثروتمند مىشوند و آنها را به انواع عقوبت ، شكنجه مىدهند تا فديه بگيرند . . . اطفال كوچك و زنان را مىگيرند و عدهاى را مىفروشند و عدهاى ديگر را به عنوان برده به شهرهاى خود گسيل مىدارند . ديگران را در منتهاى مذلت ، عريان و پريشان به همراه مىآورند . . . آنها فرقى بين مسلمان و مسيحى نمىنهند . » « 2 » خر بهادران جوزافا باربارو ، در سفرنامهء خود از بعضى از افراد قوم ترك و تاتار سخن مىگويد كه براى مال و جان خود ارزشى قايل نيستند ، بلكه بىپروا و و نابخردانه به پيش مىتازند و شمشير مىزنند . « از شما مىپرسم كه ، آخر : اين حماقت نيست كه مردى با چهار تن بجنگد ؟ اين ديوانگى نيست كه كسى با خنجرى به جنگ چند شمشيرزن برود ؟ . . . » « 3 » سپاه اوزون حسن جوزافا باربارو كه در عهد اوزون حسن به ايران آمده بود ، مىنويسد : « به فرمان شاه روزى به شمردن عدهء لشكريان و چهارپايان پرداختند و سواران مسلح و غيرمسلح را در ميدان جمع كردند . كسى كه مأمور شمردن و تهيهء آمار بود ، به جاى ثبت و ضبط ، فقط فرماندهان هرقسمت را مىخواند تا ببيند عدهء سپاهيان زيردست او درست است يا خير ، من با « لوبيا » به شمردن پرداختم و بجاى هرپنجاه تن لوبيايى در جيب مىنهادم . همينكه عرض لشكر پايان يافت ، عدهء سپاهيان و چهارپايان را چنين يافتم : عدهء چادرها شش هزار ، عدهء شتران سى هزار ، عدهء استران پنج هزار ، عدهء يابوها پنج هزار ، عدهء خران دو هزار و عدهء اسبان بيست هزار . قريب دو هزار از اسبان سوارى با برگستوانهاى آهنين و زرههاى زرين و سيمين بودند . بقيهء اسبان با چرم پوشيده شده بودند . علاوه بر آنچه گفتم ، استرنيكو دو هزار ، چهارپايان كوچك بيست هزار ، چهارپايان بزرگ دو هزار ، يوزپلنگ شكارى جمعا صدتا ، و شاهين مادهء معمولى دويست تا ، تازى سه هزار ، و سگ شكارى يك هزار ، باز پنجاه تا . سپاهيان شمشير بر ميان پانزده هزار تن و غلامان و شبانان و پيكان و مانند ايشان همه شمشير بسته دو هزار تن و كمانداران هزار تن ؛ چنانكه بتوان گفت بر روى هم در حدود بيست و پنج هزار تن سوار زبده و سه هزار پياده نيزهور ، و كماندار و ده هزار زن از طبقهء عالى و متوسط ، پنج هزار زن خدمتگار و شش هزار كودك ، پسر و دختر از دوازده ساله تا كمتر از ششساله . . . در ميان سواران ، هزار تن نيزهور و پنج هزار تن سپردار ، و حدود دو هزار تن كماندار بودند . سپس از پيشهوران يعنى عدهء بسيارى از
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . بررسيهاى تاريخى ، سال 8 ، ش 3 ، ص 178 . ( 3 ) . سفرنامهء ونيزيان ، پيشين ، ص 31 .