مرتضى راوندى
778
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ذخيرهء تيمور را بازى مىكردند . به محض اينكه از طرف وى احضار مىشدند ، به سرعت در اردو شركت مىكردند . چغتاييان در موقع لشكركشيها ، زنان و فرزندان ، حتى گوسفندان را به همراه خود مىبردند . تيموريان براى تسميهء قبايل بسيار بزرگ ، لغت ايل يا اولوس را به كار مىبردند . لفظ تومن معنى ده هزار نفر را داشت . تركان و مغولان از زمانهاى قبل لفظ هزار را استعمال مىكردند . لغت قشون به يك دستهء كوچك از سربازان اطلاق مىشد . در تاريخ روايتى موجود است كه در مغولستان به يك عده سربازار هزار نفرى « قشون » مىگفتند ، از نوشتهء بعضى مورخين برمىآيد كه در ماوراء النهر به يك دسته سرباز كه از پنجاه الى صد نفر تشكيل مىشد ، لفظ « قشون » اطلاق مىنمودند . در زمان تيمور ، فرماندهان ، فرامين خود را كتبا صادر مىكردند و آن را امضا مىنمودند ، و اين كار در زمان چنگيز خان معمول نبود . » « 1 » تيمور در جنگها تنها از روشهاى جنگى مغولان پيروى نمىكرد ، بلكه خود نيز تاكتيكهاى نظامى جديدى به كار مىبرد . تيمور به علت اختلاف شديدى كه بين امرا و فرماندهان و جانشينان او وجود داشت ، قبل از مرگ ، نگران از هم پاشيدن امپراتورى عظيم خود بود . به همين علت قبل از مرگ دوبار شايعهء مرگ خود را در بين سران منتشر كرد تا از عكس العملهاى احتمالى آنان واقف گردد . به عقيدهء بارتلد سطح فكر تيمور به مراتب بالاتر و وسيعتر از چنگيز خان بود . چنگيز مردى بود كه تمام پشتگرمى و اميدش به افراد زيردست و به افسران قبيله بود . وى غنايم جنگى را بالسويه بين آنان قسمت مىكرد . . . موقع خوشى و مسرت در ميان آنان بود ، و برنامهء اصلى اين خوشى و مسرت را سوار شدن بر اسب دشمنان مقهور و مغلوب و بوسيدن زنان آنان تشكيل مىداد . . . تيمور برعكس چنگيز ، براى هركار جزيى ابتكار عمل بخصوص از خود نشان مىداد . پادشاهى صاحبفكر و تدبير بود . چنگيز تا پايان عمر غير از زبان مغولى زبان ديگرى بلد نبد . تيمور غير از زبان تركى ، به زبان فارسى به خوبى حرف مىزد . با علما با اين زبان سخن مىگفت . ابن خلدون و ساير مورخان ، نبوغ و تيزهوشى تيمور و احاطهء او را به اصول و فروع دين اسلام و تسلط او را در بازى شطرنج تأييد كردهاند . هدف از لشكركشيها غير از روح انتقامجويى و شهوت كشورگشايى ، بزرگترين محرك امرا و سلاطين در تمام دورهها ، غارت كشورهاى مورد هجوم بود . يزدى در ظفرنامه مىنويسد : « . . . چون قمر الدين بگريخت ، لشكر منصور ، ايل و اولوس او را غارت كرده با لجه و بردهء بسيار بازگشتند . » سپاه شاه رعيتنواز خصمگداز * به هركجا كه رود با غنيمت آيد باز همچنين در ظفرنامه ضمن توصيف مبارزات امير تيمور با يوسف صوفى مىنويسد : « . . . هر
--> ( 1 ) . تركستاننامه ، پيشين ،