مرتضى راوندى

761

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شد . » « 1 » نمونهء ديگرى از شركت زنان در جنگ با وجود محدوديتهاى مذهبى ، به هنگام ضرورت ، زنان نه تنها در كارهاى اقتصادى به كمك مردان مىشتافتند ، بلكه گاه در صف جنگجويان نيز قرار مىگرفتند . در تاريخ كرمان مىخوانيم كه مقارن حمله مغول در جنگى كه بين ابو القاسم و امير براق درگرفت ، امير براق « از جهت قلت عدد رجال ، زنان را اسلحه داده با مردان به قتال متابعت كردند . . . » ابو القاسم شكست خورد و او را نزد براق آوردند ، همچنين در اين كتاب ضمن تاريخ حكومت آل مظفر مىخوانيم : « چون امير به جيرفت رسيد ، مردان آن دو قبيله بيشتر از زنان اسلحه پوشيده مصاف دادند ، آتش حرب بالا گرفت . » زنان جنگجو در تاريخ آل مظفر چنين آمده است كه : « . . . امير بدر الدين ابو بكر و خواهر بزرگش متوجه اردوى الجايتو شدند ، در راه جمعى از نكودريان راه بر ايشان گرفتند ، امير مبارز الدين سيزده ساله بود ، خواهر او را دل داد و جمعى از زنان كه همراه او بودند همه به طريقهء مردان سلاح بستند و خود را بر آن مطرودان زدند و ايشان را منهزم گردانيدند و بعضى از ايشان كشته شدند و سرهاى ايشان را همراه به اردو بردند . الجايتو سلطان او را نوازش فرمود . . . » « 2 » نبرد زنان با دشمن در سفرنامهء ونيزيان در وصف زنان ايرانى چنين مىخوانيم : « بانوان ايرانى همراه شوهرانشان مسلح به جنگ مىروند و شريك سرنوشت ايشان مىشوند و مانند مردان مىجنگند ، بدان گونه كه آمازونهاى « 3 » روزگار باستان نيز در جنگ چنين هنرنماييهايى مىنمودند . » « 4 » در شاهنامهء فردوسى نيز از زنان رزمجو سخن به ميان آمده است : چو آگاه شد دختر كژدهم * كه سالار آن انجمن گشت گم غمين گشت برزد خروشى به درد * برآورد از دل يكى باد سرد زنى بود بر سان گردى سوار * هميشه به جنگ اندرون نامدار كجا نام او بود گرد آفريد * كه چون او به جنگ اندرون كس نديد چنان ننگش آمد ز كار هجير * كه شد لاله برگش به كرار خير بپوشيد درع‌سواران به جنگ * نبود اندر آن كار ، جاى درنگ نهان كرد گيسو به زير زره * بزد بر سر ترك رومى گره

--> ( 1 ) و ( 2 ) . تاريخ كرمان ، به اهتمام دكتر باستانى پاريزى ، پيشين ، ص 191 و 140 . ( 2 ) . تاريخ آل مظفر ، تأليف محمود كتبى ، به اهتمام عبد الحسين نوايى ، ص 70 به بعد . ( 3 ) . آمازون Amazon در افسانه‌هاى يونان ، قبيله‌يى از زنان بودند كه هيچ مردى را به سرزمين خود ( در آسياى صغير ) راه نمىدادند و وقت خود را به شكار و جنگ مىگذرانيدند . ( دايرة المعارف فارسى ) . ( 4 ) . سفرنامه ونيزيان در ايران ، ترجمهء دكتر اميرى ، پيشين ، ص 258 .