مرتضى راوندى

21

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

( خداى يكتا را بپرستيد و هيچ چيزى را شريك وى نگيريد و نسبت به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران و همسايهء خويش و همسايهء بيگانه و دوستان موافق و رهگذران و بندگان و پرستاران كه زيردست شمايند ، - در حق همه نيكى كنيد ) . به اين ترتيب مىبينيم كه اسلام مطلقا از مساوات اقتصادى و اجتماعى مردم سخن نمىگويد ؛ حتى عده‌اى از سران عرب مساوات آدميان را موجب فناى بشريت مىشمردند و مىگفتند : « لو تساوى الناس لهلكوا جميعا . » قبل از آنكه وضع اجتماعى و طبقاتى ايرانيان را از روى كتب و آثارى كه به يادگار مانده است مورد مطالعه قرار دهيم ، نظريات علمى دانشمندان قديم و جديد را در مورد مفهوم « طبقه » و « طبقات اجتماعى » اجمالا ذكر مىكنيم . جرجى زيدان مردم را در عصر عباسيان به دو طبقهء عامه و خاصه تقسيم مىكند و مىنويسد هريك از اين دو طبقه دسته‌هاى كوچكترى همراه دارند . خليفه و خانوادهء او يعنى « هاشميان » از حقوق و امتيازات فراوان برخوردار بودند « . . . خليفه در مواقع رسمى روى تخت مىنشست ، و هاشميان در حضور وى بر صندلى مىنشستند و ساير مردم روى فرش يا توشك و امثال آن جلوس مىكردند . هاشميان غالبا مستمرى و مقررى معينى داشتند كه از بيت المال مىگرفتند ؛ بعلاوه انعامها و جايزه‌هايى نيز از خليفه دريافت مىنمودند ؛ به خصوص اگر خليفه از آنها بيم داشت ، دست و زبان آنها را با هديه و جايزه مىبست . . . آنها را به عيش‌ونوش مشغول مىداشت و از فكر خلافت و فرمانروايى منصرف مىكرد . به اين ترتيب هاشميان مانند شاهزاده‌هاى شرقى ، مردم سعادتمند و مفتخورى بودند كه از افتخارات و اموال دولتى بدون انجام خدمت و احساس كمترين مسئوليتى بهره‌مند مىشدند و عمر خود را در كاخها به عيش‌ونوش به‌سر مىكردند . يكى از آنها محمد بن - سليمان هاشمى به استثناى املاك و مستغلات پنجاه و چند ميليون درهم نقدينه داشت و درآمد روزانهء وى ، صدهزار درهم بود ( مسعودى ، ج 2 ، ص 188 ) . ديگر از طبقات ممتاز آن دوران ، غير از هاشميان ، رجال دولت يعنى وزيران و دبيران و سران سپاه و كارمندان عاليرتبهء دولت را بايد نام برد كه بيشتر از موالى و ايرانيان بودند ( مانند آل برمك ، آل ربيع ، آل سهل ، آل وهب ، آل خاقان ، آل فرات ، آل خضيب ، آل طاهر و غيره ) و علاوه بر اينها سپاهيان ، نديمان ، همدستان ، بزرگان ، موالى و خدمتگزاران همگى كمابيش از مزايايى برخوردار بودند . » « 1 » با اينكه در كتب مذهبى يهود و نصارا و اسلام مكرر در مذمت مال‌اندوزى و حرص و آز ، تذكرات شديد داده شده است معذلك هيچيك از تعاليم و اندرزهاى مذهبى چنان كه بايد در استقرار عدالت اجتماعى و اقتصادى در جوامع اسلامى مؤثر نيفتاده است : در سورهء توبه آيهء 35 مىخوانيم يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ ، هذا ما كَنَزْتُمْ

--> ( 1 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ترجمهء على جواهر كلام ، ج 5 ، ص 21 به بعد ( به اختصار ) .