مرتضى راوندى

9

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

جمعى از اينان از اعقاب مادها ، پارتيان و باكترياييها هستند . افراد هر قبيله همواره خود را وابسته به قبيله يا ايل خود مىداند . « 1 » ژوبر در جاى ديگر مىنويسد : « ارقامى كه شرقيها در باب جمعيت كنونى ايران و درآمد دولت اظهار مىدارند بمراتب بيش از ميزانى است كه از كشورى با چنين وسعت و اين نوع خاك و اين طرز حكومت مىتوان انتظار داشت . ايرانيان بطور كلى ، حتى طبقهء روشنفكر مملكت به موضوع عدد و آمار چندان توجهى ندارند و عمدا يا سهوا در مورد عوايد مملكت خود مبالغه مىكنند . » « 2 » نظريهء دروويل سرهنگ دروويل در سفرنامهء خود كه در عهد فتحعليشاه به رشتهء تحرير كشيده است در مورد جمعيت ايران چنين مىنويسد : اقداماتى كه تاكنون براى تهيهء آمار تقريبى جمعيت ايران به عمل آمده بىنتيجه مانده است . گمان مىرود كه اين كار تا موقعى نيز كه « بيگلربيگى » ها در ايالات مختلف ايران قدرت را بدست دارند بىنتيجه مىماند . زيرا بنابه اصول ادارى كنونى ايران ، اگر شاه مملكت ، از تعداد واقعى نفوس استانها باخبر شود به تناسب ، درخواست عايدات ماليه خواهد كرد . ولى اين امر با منافع بيگلربيگيها يعنى استانداران به هيچ وجه وفق نمىدهد ، ازاين‌رو حكام مىكوشند كه جمعيت مناطق زير نفوذ خود را همواره دو برابر كمتر از آنچه هست وانمود كنند . بىگفتگو پيش از هرج‌ومرجهاى دوران شاه سلطان حسين صفوى ، ايران جمعيت زيادى داشته است . نظرى به تعداد بيشمارى از ده‌خرابه‌ها ، كه در سراسر ايران به چشم مىخورد و همچنين توجه به وسعت شهرهايى كه جز ويرانه‌اى از آن باقى نمانده است ، روشن مىسازد كه پس از حملهء افغانها كشور ايران هفت هشتم جمعيت خود را از دست داده است . اگر هركس نظرى به خاطرات شواليه شاردن و تابلويى كه نامبرده از اصفهان و حوالى آن ترسيم نموده است ، بيفكند و آن را با گزارشهاى آقاى « پىكو » در تاريخ انقلابات و اغتشاشات ايران بسنجد تصور درستى از مصائب وبلايايى كه در مدت يكصد سال بر سر ايران آمده است خواهد داشت . . . « 3 » واتسن كه در زمان ناصر الدين شاه به ايران آمده راجع به جمعيت ايران مىنويسد كه : « از پنج ميليون تا ده ميليون تن اظهار داشته‌اند . چون در ايران آمارگيرى به عمل نيامده ممكن نيست در اين‌باره اطلاع درستى به‌دست آورد . . . ايران جمعيتى مركب از نژادهاى مختلف دارد . قسمت عمده‌اى از سكنهء ايران را قبيله‌هاى بيابانگرد تشكيل مىدهند . ( كه در ييلاق و قشلاق به‌سر مىبرند ) . سران قبايل تسلط فراوانى نسبت به افراد قبيله دارند . و تمام مراودات و مناسبات

--> ( 1 ) . مسافرت به ايران و ارمنستان ، ترجمهء محمود مصاحب ، ص 289 به بعد و ص 306 ( 2 ) . همان ، ص 204 ( به اختصار ) . ( 3 ) . سرهنگ گاسپار دروويل ، سفرنامهء دروويل ، ترجمهء جواد محيى ، چاپ دوم ، ص 43 .